سطحی نگری که تقریبا قریب به اتفاق همه ما به آن مبتلا هستیم یکی از آفت های فکری جامعه ماست
در این داستان جالب شما با وقایعی آشنا میشوید که ذهن هر ایرانی و دوستدار امام زمان مشتاق به پذیرفتن فوری آن است بدون آنکه آن را با عقل هوشمند و یا شرع شریف مقایسه کند سطحی نگری که تقریبا قریب به اتفاق همه ما به آن مبتلا هستیم یکی از آفت های فکری جامعه ماست
در این داستان جالب شما با وقایعی آشنا میشوید که ذهن هر ایرانی و دوستدار امام زمان ، مشتاق به پذیرفتن فوری آن است بدون آنکه آن را با عقل هوشمند و یا شرع شریف مقایسه کند
از جمله داستانهایی که تحت تاثیر حوادث زمان خود شکل گرفته و پس از مقداری تحریف، تطبیقی بیجا در مورد آن صورت گرفته، و در برخی مجامع روایی شیعه نفوذ کرده است، داستانی به نام «جزیرهی خضراء» است. از آن جا که در دو دههی گذشته با قلم فرسایی برخی افراد بیاطلاع از تاریخ، این داستان منتشر شده و به علاوه، در تکلفی ناشیانه، آن را بر "مثلث برمودا" و حوادث آن تطبیق کردهاند، لازم شد در اطراف این واقعه، کنکاش بیشتری صورت گیرد تا اذهان ارادتمندان به حضرت ولی عصر (عج) از این گونه خطاها پیراسته شود.
خلاصهی داستان
مرحوم علامه مجلسی(ره) در بحارالانوار، ج 52، ص 159 مینویسند:
رسالهای یافتم مشهور به داستان جزیرهی خضراء ... و چون آن را در کتابهای روایی ندیدم، عین آن را در فصل جداگانهای آوردم .
یابندهی آن متن میگوید: در آن متن چنین آمده است:
من (فضل بن یحیی کوفی) در سال 699 ه.ق در کربلا از دو نفر، داستانی شنیدم . آنها داستان را، از زین الدین علی بن فاضل مازندرانی، نقل میکردند. داستان مربوط به جزیره خضرا در دریای سفید بود. مشتاق شدم داستان را از خود علی بن فاضل بشنوم. به همین دلیل به حلّه رفتم و در خانه سید فخرالدین، با علی بن فاضل ملاقات کردم و اصل داستان را جویا شدم .
او داستان را در حضور عدهای از دانشمندان حلّه و نواحی آن چنین بازگو کرد: سالها در دمشق نزد شیخ عبدالرحیم حنفی و شیخ زین الدین علی مغربی اندلسی تحصیل میکردم . روزی شیخ مغربی عزم سفر به مصر کرد. من و عدهای از شاگردان با او همراه شدیم . به قاهره رسیدیم . استاد مدتی در الازهر به تدریس پرداخت، تا اینکه نامهای از اندلس آمد که خبر از بیماری پدر استاد میداد. استاد عزم اندلس کرد. من و برخی از شاگردان با او همراه شدیم .
به اولین قریه اندلس که رسیدیم، من بیمار شدم. به ناچار، استاد مرا به خطیب آن قریه سپرد و خود به سفر ادامه داد .
سه روز بیمار بودم، پس از آن، روزی در اطراف ده قدم میزدم که کاروانی از طرف کوههای ساحل دریای غربی وارد شدند و با خود پشم و روغن و کالاهای دیگر داشتند. پرسیدم: از کجا میآیند؟ گفتند: از دهی از سرزمین بربرها میآیند که نزدیک جزایر رافضیان است .
هنگامی که نام رافضیان را شنیدم، مشتاق زیارت آنان شدم. تا محل آنان، 25 روز راه بود که دو روز بی آب و آبادی و بقیه راه آباد بود، حرکت کردم و به سرزمین آباد رسیدم. به جزیرهای رسیدم با دیوارهای بلند و برجهای مستحکم که بر ساحل دریا قرار داشت. مردم آن جزیره، شیعه بودند و اذان و نماز آنها مانند شیعیان بود .
آنان از من پذیرایی کردند. پرسیدم: غذای شما از کجا تامین میشود؟ گفتند: از جزیره خضراء در دریای سفید که جزایر فرزندان امام زمان (عج) است که سالی دو مرتبه، برای ما غذا میآورند.
منتظر شدم تا کاروان کشتیها از جزیره خضراء رسید. فرمانده آن، پیرمردی بود که مرا میشناخت و اسم من و پدرم را نیز میدانست . او مرا با خود به جزیره خضراء برد.
شانزده روز که گذشت، آب سفیدی در اطراف کشتی دیدم و علت آن را پرسیدم. شیخ گفت: این دریای سفید است و آن جزیرهی خضراء . این آبهای سفید، اطراف جزیره را گرفته است و هرگاه کشتی دشمنان ما وارد آن شود، غرق میگردد. وارد جزیره شدیم. شهر دارای قلعهها و برجهای زیاد و هفت حصار بود. خانههای آن از سنگ مرمر روشن بود ... .
در مسجد جزیره با سید شمس الدین محمد که عالم آن جزیره بود، ملاقات کردم. او مرا در مسجد جای داد. آنان نماز جمعه میخواندند (واجب میدانستند) از سید شمس الدین پرسیدم: آیا امام حاضر است؟ گفت: نه، ولی من نایب خاص او هستم. به او گفتم: امام را دیدهای؟ گفت: نه، ولی پدرم، صدای او را شنیده و جدّم، او را دیده است .
سید مرا به اطراف برد. در آنجا کوهی مرتفع بود که قبهای در آن وجود داشت و دو خادم در آنجا بودند . سید گفت: من هر صبح جمعه آنجا میروم و امام زمان را زیارت میکنم و در آنجا ورقهای مییابم که مسایل مورد نیاز در آن نوشته شده است .
من نیز به آن کوه رفتم و خادمان قبه از من پذیرایی کردند ... در مورد دیدن امام زمان (عج) از آنان پرسیدم، گفتند: غیر ممکن است .
درباره سید شمس الدین از شیخ محمد (که با او به خضراء آمدم) پرسیدم. گفت: او از فرزندان فرزندان امام است و بین او و امام، پنج واسطه است .
با سید شمس الدین، گفت و گوی بسیار کردم و قرآن را نزد او خواندم. از او درباره ارتباط آیات و این که برخی آیات، با قبل بی ارتباط هستند، پرسیدم . پاسخ داد: ... مسلمانان پس از رسول خدا و به دستور خلفا، قرآن را جمعآوری کردند. از همین رو، آیاتی که در مذمت خلفا بود، از آن ساقط کردند. از همین جهت، آیات را نامربوط میبینی، ولی قرآن علی علیه السلام که نزد صاحب الامر(عج) است، از هر نقصی مبراست و همه چیز در آن آمده است .
در جمعه دومی که در آن جا بودم، پس از نماز، سر و صدای بسیار زیادی از بیرون مسجد شنیده شد . پرسیدم: این صداها چیست؟ سید پاسخ داد: فرماندهان ارتش ما هر دو جمعه میانی ماه، سوار میشوند و منتظر فرج هستند. پس از این که آنان را در بیرون مسجد دیدم، سید گفت: آیا آنان را شمارش کردی؟ گفتم: نه. گفت: آنان سیصد نفرند و سیزده نفر باقی ماندهاند.
از سید پرسیدم: علمای ما احادیثی نقل میکنند که هر کس پس از غیبت ادعا کند مرا دیده است، دروغ میگوید. حال چگونه است که برخی از شما، او را میبینید؟
سید گفت: درست میگویی، ولی این حدیث مربوط به زمانی است که دشمنان آن حضرت و فرعونهای بنی العباس فراوان بودند، اما اکنون که این چنین نیست و سرزمین ما از آنان دور است، دیدار آن حضرت ممکن است .
سید شمس الدین ادعا کرد که: تو نیز امام زمان(عج) را دو مرتبه دیدهای، ولی نشناختهای. هم چنین گفت که آن حضرت، خمس را بر شیعیان خود مباح کرده است و آن حضرت هر سال حج میگزارد و پدرانش را در مدینه، عراق و طوس زیارت میکند .
این خلاصهای از داستان بود. البته کسانی که خواهان اطلاع دقیقتری هستند، میتوانند داستان را در بحارالانوار یا منابع دیگر مطالعه کنند .
|
ارسال نظر(0)
|
با عرض سلام و ادب خدمت همه دوستان عزیز
هولوکاست(holocaust)، واژه ایست متشکل از دو کلمه یونانی Holos به معنی همه و Kaustos به معنی سوزاندن و در فرهنگ واژگان سیاسی صهیونیسم به معنای نسل کشی! یهودیان توسط هیتلر و حزب نازی[سوسیال – ناسیونالیسم] حاکم بر آلمان در زمان جنگ جهانی دوم است.
در این چند روزه به احتمال زیاد این کلمه را چندین بار از رسانه های گروهی شنیده اید و یا در جراید خوانده اید.
دلیل مطرح شدن هولوکاست و آن به خاطر اظهارات دکتر احمدی نژاد در عربستان، پیرامون دروغ بودن و ساختگی بودن این داستان خیالی و بهره برداری سیاسی و سوء استفاده از مظلوم نمایی صهیونیسم از این داستان است.
بر طبق این ادعا در طول جنگ جهانی دوم ۶ میلیون یهودی(۱) در سرزمینهای اشغال شده توسط آلمان به کوره های آدم سوزی و اردوگاههای کار فرستاده شده و به صورت دسته جمعه نابود شده اند!
داستانی که جز منابع صهیونیستی هیچ منبع موثق دیگری حتی در آمریکا و اروپا ندارد!؟ و حتی واتیکان بعد از این ماجراها در بیانیه ای اعلام می کند که از کوره های آدم سوزی بی خبر است.
جالب اینکه تا این لحظه حتی یک نفر هم به عنوان شاهد [یهودی یا غیر یهودی] پیدا نشده که سوزانده شدن و یا قتل عام یهودیان را به چشم دیده باشد.
اگر مایلید در مورد این ادعا بیشتر بدانید به این لینک سری بزنید.
در اینجا بحث من در مورد چگونگی به وجود آمدن این دروغ پردازیها نیست بلکه می خواهم به هولوکاستهایی واقعی در دنیای متمدن و مدرن اشاره کنم.
هولوکاستهایی که در پیش چشم جهانیان به وقوع پیوسته است و به وقوع می پیوندد اما کوچکترین واکنشی از سوی طرفداران حقوق بشر دیده نشده و نمی شود و اگر هم گاهی برای خالی نبودن عریضه سخنی به میان آمده یا فراموش شده یا سرکوب!
– کشتار مردم بی دفاع شهرهای مرزی ایران و عراق با سلاح شیمیایی به دست صدام حسین و با حمایت آشکار و پنهان قدرتهای جهانی.
– کشتار و نسل کشی مردم بوسنی و هرز گوین به دست قصابان صرب در قلب اروپا.
– کشتار مردم در دارفور سودان و دیگر کشورهای آفریقایی با حمایتهای قدرتهای خارجی!
– کشتار مردم و مبارزان برخی کشورهای آمریکای لاتین به دست رهبران دست نشانده آمریکایی مانند پینوشه و…
– کشتار رسمی و دولتی مردم فلسطین! به دست صهیونیستها.
– …
جالب اینجاست که در مورد آخر کسانی دست به قتل و جنایت می زنند که مدعی هستند قتل عام شده اند! و این عمل را [کشتار یهودیان] تقبیح می کنند اما خود در روز روشن و در ملا عام به ترور و جنایت دست می زنند.
اگر فرض کنیم که این دروغ یعنی هولوکاست هم درست باشد چرا مردم مسلمان فلسطین را می کشند؟
مردمی که هیچ نقشی در وقایع ساخته ذهن صهیونیستها نداشته اند و فقط جرمشان مسلمان بودن است.
این یادداشت را با یک جمله به پایان می برم و آن اینکه، دنیای امروز دنیای دروغ و حق کشی ضعیفان است و مظلوم نمایی برای مظلوم کشی.
زیرنویس:
۱- بر طبق آمار ثبت شده سالنامه آمریکا قبل از جنگ جهانی در سال ۱۹۳۹ تعداد یهودیان اروپا ۳میلیون و ۱۲۰ هزار نفر بوده و حالا چطور از این تعداد ۶ میلیون نفر کشته شده اند خود جای بسی شگفتی است!!
—————————————-
جهت آشنایی با هولوکاست و بحثهای اخیر می توانید از لینکهای زیر استفاده نمایید:
هولوکاست دروغ مقدس غرب
واکنش CNN به سخنان دکتر احمدی نژاد
همراهی «مل گیبسون» با احمدینژاد درباره هولوکاس
یک کاریکاتور در مورد هولوکاست
فهرست دهها مورخ و محقق جهان که از مواضع رئیس جمهور ایران درباره هولوکاست حمایت کردند
همسر و فرزندان امام زمان علیه السلام
این پرسش که آیا امام زمان علیه السلام همسر و فرزند دارد یا خیر، از جمله پرسش هایی است که در جامعه ما بسیار مطرح می شود و در کتاب ها و منابع مطالعاتی موضوع مهدویت هم پاسخ روشنی به آن داده نشده است. گروهی به استناد برخی روایات و قواعد عمومی اسلام معتقدند که امام مهدی علیه السلام ازدواج کرده است و همسر و فرزند دارد.
گروهی هم با توجّه به پاره ای دیگر از روایات بر این باورند که آن حضرت همسری اختیار نکرده است. در این جا برای روشن شدن پاسخ این پرسش، به بررسی ادلّه و مستندات این دو گروه می پردازیم.
1. باورمندان به ازدواج امام زمان علیه السلام
کسانی که معتقدند امام مهدی علیه السلام ازدواج کرده است، به دو دسته دلیل استناد می کنند:
الف) روایاتی که در فضیلت ازدواج وارد شده و در آنها تأکید شده است که ازدواج، سنّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم است و هرکس از آن روی گرداند، از پیامبر نیست.(1)
محدّث نوری رحمه الله در پاسخ کسانی که می گویند: «معلوم نیست حضرت حجّت علیه السلام اولاد و عیال داشته باشد»، می نویسد:چگونه ترک خواهند فرمود چنین سنّت عظیم جدّ اکرم خود را با آن همه ترغیب تحریص(2) که در فعل آن و تهدید و تخویف(3) در ترکش شده و سزاوارترین امّت در اخذ به سنّت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم، امام هر عصر است و تاکنون کسی ترک آن را از خصایص آن جناب نشمرده [است].(4)
ب) روایات، دعاها و زیارت هایی است که درآنها به نوعی به همسر و فرزند داشتن آن حضرت تصریح یا اشاره شده است. از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
___با سلام مطالب زير در مورد سال 2012 مي باشد كه از سايت هاي مختلف گرفته شده است:
اگر نظراتي داشتين حتما بگين :
مطالب کامل درباره سال 2012 ( شایعه یا واقعیت )
--------------------------------------------------------------------------------
من تو چند روز گذشته دیدم که چنتا از دوستان درباره سال 2012 تاپیک هایی زدن و یک سری مطالب قرار دادن البته تو سایت های دیگه هم تاپیک هایی با این عنوان دیدم و بخاطر همین تصمیم گرفتم که یک تاپیک کامل و جامع تو این زمینه بزنم و مطالبی که توی اینترنت درباره این واقعه تاریخی ( دروغ یا راست ) قراره رخ بده توی این تاپیک قرار بدم تا دوستان بتونن تمامی مطالبی که درباره سال 2012 گفته شده رو در یک جا و به صورت کامل بخونن.
End of World Theories: Will the World Really End on December 21, 2012?
انقراض نسل انسان ها تا سال 2012 میلادی
به گزارش آینده روشن به نقل از ایسنا، بسياري از هلنديها از هماكنون به فكر نجات جان خود افتادهاند و در حال تهيه لوازم حياتي و ضروري زندگي براي روزي هستند كه به گفته آنان، در آن روز، جهان خالي از انسان ميشود.
روزنامه «فولكسكراند» به همراه راديو هلند در يك نظرسنجي همگاني از مردم اين كشور پرسيدند كه به نظر شما تمدن انساني در چه زماني به پايان ميرسد؟
با اين كه نظرهاي گوناگوني در پاسخ به اين پرسش گفته شد، اما شمار زيادي بر اين باور بودند كه چهار سال ديگر نسل انسان نابود ميشود.
نكته شگفتانگيز اين كه بسياري از هلنديها از اين كه روزي نسل انسان نابود ميشود، ابراز رضايت ميكردند!
__________________
چرخش زمین در 21 دسامبر سال 2012 میلادی برعکس می شود(علمی)
به گزارش خبرگزاري تقريب به نقل از روزنامه "الوفاق": زماني که نقاشيهاي ملت هاي گذشته و رمزهاي آنها را مشاهده مي کنيم، مفهوم حقيقي آنها را درک نمي کنيم و گمان مي کنيم که آنها خرافات و افسانه است و حتي آنها را مسخره مي کنيم.
اما طبق يک مقاله علمي که بر روي اينترنت منتشر شده است، روز 21 دسامبر سال 2012 ميلادي يعني 6 سال ديگر، دوره پنجم دنيا، آغاز خواهد شد.
_______________
بررسي فيلم هاي ساخته شده در مورد 2012:
2012:
تریلر افسانه علمی «2012» به کارگردانی رولند امریش در اولین هفته اکران در دنیا 225 میلیون دلار فروخت و یک رکورد جهانی به جای گذاشت
از این میزان فروش 160میلیون دلار آن در 12685 سینما در 105 کشور و 65میلیون دلار دیگر در 3404 سینما در آمریکای شمالی حاصل شد. به این ترتیب «2012» در فهرست بهترین فروش افتتاحیه فیلمها در سطح بینالمللی در رده پنجم قرار گرفت و بهترین فروش افتتاحیه یک فیلم غیردنبالهای در سطح جهانی را رقم زد.
«2012» را استودیو سونی به بازار عرضه کرده و با توجه به بودجه 200میلیون دلاری فیلم ومیلیونها دلار دیگری که برای تبلیغات هزینه شده، میزان فروش افتتاحیه فیلم برای مسئولان سونی اهمیت زیادی داشت. جان کیوساک، تندی نیوتن، چیوتل جیوفور، آماندا پیت، وودی هارلسن، الیور پلات و دنی گلاور در فیلم آخرالزمانی «2012» بازی میکنند که عنوان آن به آخرین روزهای تمدن بشری برابر با یک تقویم باستانی مایایی اشاره دارد.
کیوساک به نقش یک محقق ظاهر میشود که پس از وقوع یک فاجعه در زمین و در حالی که بشریت در آستانه نابودی است، رهبری گروهی از بازماندگان را به عهده میگیرد. امریش 53 ساله به خاطر ساخت فیلمهای پرهزینه در ژانر فاجعه شهرت دارد و از دیگر فیلمهای او میتوان به «روز استقلال»، «گودزیلا» و «روز پس از فردا» اشاره کرد.
این فیلم یک دیدگاه نه چندان دینی را عرضه می کند و در یکی از صحنه های فیلم هم به وضوح نشان می دهد:
(( دوربین کاتولیک ها را نشان می دهد که در واتیکان در حال عبادت هستند که ناگهان آب از سقف کلیسا و از وسط یک نقاشی دینی که اتصال خدا و آدم را نشان می دهد درست از محل اتصال انگشت آدم و خدا به هم فرو می ریزد ... و در جایی دیگر معبد بوداییان هم به شکلی مشابه در هم می شکند.))
اين فيلم با فاصلة كمي از فيلم آخرالزّماني «Nowing» ساخته و اكران شده است. فيلمي كه همين يكي دو ماهة اخير به نمايش درآمد كه ماجراي عروج نو تولد يافتههاي مسيحيان پروتستان قبل از ظهور حضرت مسيح و بازگشتشان به زمين پس از واقعة آرمگدون را به نمايش ميگذاشت. اين سلسله سر دراز دارد و درازاي ساخت اين آثار احتمالاً به جاري بودن موضوع آخرالزّمان گرايي و مفتوح بودن پروندة اين موضوع نزد سران پشت پردة تأسيس نظم نوين جهاني و مقابله كننده با جريانات پر قدرت فرهنگي و تمدني ديني در شرق اسلامي باز ميگردد.
سينماي غرب، موضوعات مطلوب استراتژيستهاي غربي و مردان عرصة سياست را تازه و داغ نگه ميدارد. پيش از اين هم با همين عنوان «2012 روز قيامت» فيملي ساخته شد به پيشبينيهاي انجيليها دربارة واقعة آرمگدون برميگردد. منابع ديگري هم از وقوع حوادثي بزرگ و غير قابل تصوّر طي سالهاي نزديك و آينده خبر دادهاند. چند سال پيش و در آستانة قرن جديد، وقتي كه از طريق مطالعات ژنتيك در يك مركز آمريكايي گوسالة سرخ مويي به دنيا آمد، آقاي ريچارد لندز، استاد هزاره شناسي و آخرالزّمانگراي دانشگاه بوستن در آمريكا اعلام كرد: «به دنيا آمدن اين گوساله همان چيزي است كه انتظار آن را ميكشيديم. حالا ميتوانيم جنگ آخرالزّماني را آغاز كنيم».
اين خبر جديد را هم بيربط با ساير اخبار نميتوان ارزيابي كرد.
طيّ روزهاي گذشته، خبري با عنوان «تولد دجال آخرالزّمان» از به دنيا آمدن كودكي عجيب الخلقه در سرزمينهاي اشغالي فلسطينيان خبر داد. كودكي كه تنها يك چشم دارد و چشم سمت چپش روي پيشانيش قرار گرفته است. در اين اخبار تلاش شده اين كودك، دجال، فتنة آخرالزّمان معرفي شود. 3 خبر را منابع اسرائيلي منتشر ساختهاند.
آنها سعي كردهاند اين نوزاد را يهودي و منطبق با اخبار دجال در كتب دين اسلامي و مسيحي معرفي كنند.
خبرنگار البرز در پيگيري بعدي اعلام كرده است كه اين نوزاد در چين به دنيا آمده و سپس توسط يك صهيونيست به مبلغ كلاني خريداري و به فلسطين اشغالي منتقل شده است. آگاهي اشرار يهود و سران سازمانهاي مخفي كه سر در پي تأسيس حكومت جهاني شيطاني از اخبار آخرالزّماني مندرج در منابع اسلامي و مسيحي باعث بوده تا آنان، كه هيچ گونه اعتقادي به دين و دينداري، معاد و اخلاق ندارند، از سالها قبل دست در كار تدارك يك سناريو وارد كنند. در اين سناريو، سعي ميكنند، عناصر مذكور در اخبار آخرالزّماني، تحريف شده و به صورت مصنوعي و جعلي چنان كنار هم قرار داده شوند كه حقيقي جلوه كند. در واقع آنها در حال تدارك جعلي حادثة آخرالزّماني ظهورند.
خروج دجال بزرگترين فتنة آخرالزّماني است و از آغاز آفرينش آدم تا قيامت كبرا فتنهاي به مانند آن نخواهد بود. امّا از همين رو در روايات، تأكيد شده كه از شرّ آن بايد به خدا پناه برد. در ميان مسيحيان و پيروان مذاهب عامّه و اهل سنّت بيش از منابع شيعي از خروج دجال و كيفيت و كميت عمل او سخن به ميان آمده است.
نقد فیلم:(قیامت سال 2012) 2012 doomsday
کارگردان: نیک اور هارت
بازیگران: کلیف دیانگ،دیال میدکیف،آمی دولنز،دنی نیسون،جاشا لی،سارا تامکو
نویسنده:نیومای سلفمن
شرح:
ماجرا از آنجایی شروع میشود که گروهی محقق به یک معبد در مکزیک وارد میشوند و علامت صلیبی از طلا را کشف میکنند و همزمان با این حا دثه دختر یکی هیئتهای معتبر علمی در یکی از شهرهای مکزیک است و از طرفی دیگر دختری امدادگر و مرتد را نشان میدهد که باوری به اعتقادات مذهبی ندارد .
جهان از بعد از کشف آن صلیب به هم میخورد و دچار به هم ریختگی هوایی وزمینی خاصی میشود و اعتقاد همه بر این است که روز قیامت نزدیک است .سرانجام چند نفر نام برده به گونه ای به هم متصل میشوند و در معبدی که صلیب کشف شده بود به هم میرسند و این نکته را در می آبند که اینها برگزیدگانی هستند از سوی خداوند که میتوانند زمین را نجات دهند و از روز قیامت جلوگیری کند . در این میان پیامبری جدید نیز در معبد به دنیا میآید.
نقد:
اصول ساخت فیلم مذهبی نیازمند تحقیق و تفحص خاصی است مخصوصا اگر موضوع مورد نظر ما امر خطیر قیامت باشد که بیش از هر دینی در دین مبین اسلام یاد آور شده است .این فیلم از لحاظ یاد آوری قیامت مورد تقدیر است ولی از این نظر که نویسنده این امر الهی را با داستانی از خود پرورانده شدیدا مورد بازخواست قرار میگیرد .اگر آخر فیلم اشاره به دنیا آمدن منجی موعود دارد پس آوردن صلییب که مظهر مسحیت فعلی است غلط بوده چون در اناجیل چهار گانه تنها انجیل بارنابا هست که به چنین مسئله ای به طور کامل میپردازد و مسیحیان این انجیل را باطل و دست نوشته ی یک مسلمان میدانند. پس با این اوصاف نمیتوان گفت که هدف نویسنده باورهای یهودیت است چون یهودیان منجی آخرت را مسیح میدانند.پس به نظر من این فیلم فقط از لحاظ حرفه ی فیلم سازی ارزش دیدن دارد و هیچ گونه ارزش محتوایی خاصی ندارد جز کفر به خداوند (اشاره به سکانس آخر فیلم و به دنیا آمدن پیغمبر جدید)
مستند نوستراداموس 2012:
مستند علمي و جالبي در مورد پيشگويي هاي نوستراداموس و تقويم ماياها ونقاشي هاي نوستراداموس در كتاب گمشده او...
در اين فيلم با بررسي وضعيت جهان و مشكلات به وجود امده اقتصادي . جوي . جنگها و بيماريها ..زلزله هاي متعدد .. سيل و طوفانهاي سهمگين .. 2012 سالي وحشتناك و اخر جهان خوانده ميشود ...
در نهايت بايستي عرض كنم ...تنها خداوند مهربان زمان دقيق هر واقعه و اتفاقي رو ميدونه و به غير او كسي توانايي تشخيص زمان وقوع امري رو نداره ... زمان ظهور منجي يا زمان قيامت و پايان دنيا فقط و فقط در اختيارو اراده خداست و كسي قادر نيست بر خداوند پيشي بگيره ..
در اخر... اراده خداوند بر انه كه جهان به دست مومنين و مستضعفين جهان به ارث برسه و زندگي پر از ايمان و عدالت و صداقت و پيشرفت و مهرباني ... در انتظار مردمان صالح و با ايمان هست ...
وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ.
آخرالزمان و ظهور ستاره سرخ رنگ UB313 (نیبیرو ) از دیدگاه غرب - بخش اول+دوم

مطالب از وبلاگ " http://saramomeni.blogfa.com/" انتخاب شده است . از مولف این مقاله خانم مومنی به خاطر این مقاله جالب و مهم تشکر می کنیم
آیا UB 313 همان طارق است؟
آیا جهان در سال 2012 پایان می یابد؟
علت افزایش زلزله و تغییرات آب و هوایی گسترده در جهان چیست؟
آیا عذاب دیگری از نوع عذاب قوم نوح در راه است؟
علت ظاهر شدن دو خورشید در آسمان چیست؟
در روایات مربوط به عصر ظهور سخن از دو آتش در مشرق است . یکی آتشی از زمین که سه تا هفت روز زبانه می کشد و همراه با خسف و زلزله است که در مقاله مربوط به آتشی از مشرق و روایات عصر ظهور به آن پرداختیم و دیگری آتشی در آسمان که مربوط به عبور دنباله داری از نزدیکی زمین که قسمتی از آن در شرق سقوط کرده و موجب تلفات زیادی می شود.
در مقاله مربوط به ستاره طارق از دید روایات اسلامی به این موضوع پرداخته شد و روایات مربوط به آن با اشاره به تفسیر سوره طارق بیان گردید و بر اساس روایات ، ظهور چنین دنباله داری خارج از علم بشر بوده و بصورت ناگهانی می باشد . اما این که این دنباله دار چیست و از کجا ظاهر می شود سئوالی است که در سالهای اخیر به آن توجه زیادی شده و احتمال ظهور این دنباله دار بر اساس سایتهای خارجی و ستاره شناسی و ناسا موضوع این مقاله است.
قبل از هر چیز باید تاکید کنیم که مطالب مندرج در اینجا نباید در جهت توقیت برای ظهور بهره برداری شود و این مطالب صرفا جهت اطلاع و آشنایی با دیدگاههای غربی و سایر اقوام در باره حوادث آخر الزمان و ظهور منجی است و تاکیدی بر روی صحت و قطعیت آن نیست و صرفا برای آگاهی بیشتر از وقایع پیش رو می باشد خصوصا اینکه در روایات غربی ، برای آخر الزمان قائل به تعیین وقت می باشند و آن را 21 دسامبر 2012 تعیین کرده اند که بر اساس اعتقادات اسلامی تعیین وقت برای حوادثی از این دست در آینده ، صحیح و معتبر نیست و از نظر اعتقادات ما مردود می باشد. لذا مجددا توصیه می شود تنها از دید انتقادی به این مقاله توجه گردد و نه قطعی بودن آن و تعیین وقت برای ظهور.
در احادیث و روایات عصر ظهور ،دیده شدن ستاره ای دنباله دار در آسمان ، مکرر ذکر شده . ظهور این ستاره دنباله دار در ادیان دیگر نیز آمده و نشانه ای برای آخر الزمان و ظهور منجی است.
بقیه مقاله در ادامه مطالب............
پروژهای به نام 2012:
سال 2007 م. خبري عجيب روي تلکسهاي خبري قرار گرفت. در اين خبر آمده بود، که مجموعة پيشگوييهايي «نوستر آداموس»، پيشگوي معروف، در کتابخانة «رم» کشف شده است. طيّ پانصد سال گذشته، اين کتاب در کتابخانة رم وجود داشته و مسئولان کتابخانه از وجود آن بيخبر بودهاند و به طور اتّفاقي در آن سال اين نسخة منحصر به فرد کشف شده است؛ گويا نگهداري کتب در آن کتابخانه، همانند کشاورزي در مزرعه است که با زير و رو کردن خاک براي کاشتن گياهان هر از چندگاهي چيزي هم کشف ميشود.
مقدّمات پروژة 2012
زمينهسازي هاليوودي براي پروژة2012
مستندسازي براي2012
2012 و جريان فراماسونري
فيلم 2012
مستند نوسترآداموس 2012 شبکة هيستوري (History)
با ارسال متن ذیل از طریق ایمیل برای ما دانشجویان، مدعیاند که تمامی ماجرای کربلا و عاشورا دروغ است(؟!) از شما خواهش میکنم که پاسخ آنها را هر چه سریعتر ارسال نمایید تا در اختیار سایرین نیز قرار دهیم.
ملاحظه: نظر به این که متن ایمیل ارسالی به دانشجویان، [طبق اخلاق متعارف مخالفان] همراه با اهانت، بیادبی و گستاخی است، جملات زشت حذف و با چند نقطه مشخص گردیده است که البته همه جملات سخیف است.
ش: در این پست می خواهم به بیان چند نمونه از افسانههای معروف و البته تامل برانگیز روز عاشورا بپردازم. نخست در مورد بی آبی ، وضعیت بیابانی و عطش حسین و یارانش: همانطور که میدانید جنگی که در روز عاشورا رخ داده در نزدیکی رود فرات بوده. در هیچ کجای کره زمین نمی توانید سرزمینی در کنار یک رود را بیابید که صحرا و بیابان بی آب و علف باشد، مگر رودی که از میان کوهستان می گذرد. همه در درازای تحصیلمان خواندهایم که در کنار رودخانه ها جلگه و زمین های حاصل خیز به وجود می آید. واقعیت این است که اطراف فرات را نیز مانند سایر رودخانه ها، جلگه ها و زمین های حاصل خیز تشکیل میدهد و کربلا نیز سرزمینی سرسبز است. از آن گذشته در چنین مناطقی به دلیل نزدیکی به رودخانه بستر زیرین زمین را سفره های پهناور آبی تشکیل می دهد و دست رسی به آب آسان تر از آن چیزیست که به ذهن می رسید. تنها با کندن 4 یا 5 متر از زمین می توان به آب رسید. در منطقه اهواز یکی از مشکلات ساخت و ساز همین سفره های زیرزمینی است که کاملا زیر شهر با فرا گرفتهاند. آیا 72 نفر نتوانسته اند یک گودال 4 متری حفر کنند؟
از طرفی بر طبق گفتار شیعیان این رویداد در تابستان و هوای گرم و جهنمی رخ داده ولی با مراجعه به این سایت و وارد کردن تاریخ 10 ام محرم سال 61 هجری قمری در قسمت Islamic Calendar در می یابید که عاشورا در روز چهارشنیه 21 مهر ماه بوده است. البته 21 مهر نیز هوای کربلا آن چنان خنک نیست ولی آن تابستان جهنمی هم که شیعیان میگویند نیست... .
اما یک نکته ی جالب دیگر در داستان هایی که از واقعه ی عاشورا گفته شده اشارهای به گرسنگی نگردیده ، یعنی کاروان حسین مشکل گرسنگی نداشته است. ... پس این کاروان نیز مانند سایر کاروان ها حیوانات اهلی به همراه خود داشته که با مشکل گرسنگی مواجه نشود، مثلا گوسفند یا بز، برای رفع تشنگی نیز میتوانستند از شیر همین حیوانات اهلی استفاده کنند. در ضمن شتر نیز همراه آنها بوده ، عربها که به خوردن شیر شتر علاقهی بسیار دارند ، میتوانستند از شیر شتر ها نیز استفاده کنند.
باز هم نکته ای دیگر، سه نقل قول در مورد مقبره حسین: هارون الرشید را در حالى پشت سر گذاشتم که قبر حسین علیه السلام را خراب کرده و دستور داده بود که درخت سدرى را که آنجا بود به عنوان نشانه قبر براى زوار، و سایهبانى براى آنان قطع کنند. (تاریخالشیعه،محمد حسین المظفری، ص 89، بحار الانوار،ج 45،ص 39 قبر شریف آن حضرت مورد تعرض و دشمنى متوکل عباسى قرار گرفت. او به توسط گروهى از لشکریانش قبر را احاطه کرد تا زائران به آن دستریس نداشته باشند و به تخریب قبر و کشت و کار در زمین آنجا دستور داد.. (اعیان الشیعه،ج 1،ص 628،تراث کربلا،ص 34;بحارالانوار،ج 45،ص 397).
سال 236 متوکل دستور داد که قبر حسین بن على و خانههاى اطراف آن و ساختمانهاى مجاور را ویران کردند و امر کرد که جاى قبر را شخم زدند و بذر افشاندند و آب بستند و از آمدن مردم به آنجا جلوگیرى کردند. (همان مدرک).
از این دست نقل قول ها بسیار است که تنها به سه مورد اشاره کردم. در بیابان بی آب علف و صحرای جهنمی کشت و کار کردهاند و بذر افشاندهاند؟ پس با این همه موارد چگونه حسین و کاروانش از تشنگی و گرمای هوا رنج دیدهاند؟ آیا مذهب، عقلی را که فکر که می کند نمیرباید؟
دوم هرمله و گردن علی اصغر: این داستان علی اصغر هم از آن افسانه های جالب عاشوراست که تنها ذهن گنگ و مسخ شده یک مسلمان می تواند باورش کند. داستان از این قرار است: حسین به علت عطش فراوان که در پست قبلی اشاره کردم عطشی در کار نبوده ، فرزند شیرخوارش را در بغل گرفته و جلوی سپاه میرود و میگوید دست کم به این طفل آب بدهید. از آن طرف (سپاه یزید) شخصی به نام هرمله که گویا تیرانداز قابلی بوده تیری را به قصد گلوی نوزاد رها کرده و او را می کشد، یا شهید می کند یا هر چه شما بگویید. در ظاهر تراژدی واقعا دردناکیست ولی با کمی تامل مطالبی دال بر خرافی و غیر واقعی بودن این داستان مییابیم. نخست آن که نوزاد شیرخوار و چندین ماهه اصلا گردنی به آن صورت که ما تصور می کنیم ندارد. اگر دقت کنید سر نوزاد به بدنش چسبیده است، دلیلش هم آن است که هنوز استخوان و عضلات گردن چنان رشد نکرده اند که وزن سر را تحمل کنند. پس تیر حرمله (هرمله) به کجا خورده است؟ ....
دوم آن که فاصله دو سپاه در هنگام نبرد معمولا 200 یا 300 متر بوده است. اگر قهرمان تیراندازی ... را نیز بیاوریم نمیتواند از آن فاصله گردن کودک که هیچ حتی پدر کودک را نشانه بگیرد و به هدف بزند.
سوم آن که برای چه حرمله (هرمله) نوزاد را نشانه گرفته؟ در تمام جنگ ها مهمترین شخص فرمانده سپاه است. حرمله باید حسین را می زده نه نوزاد را. کدام عقل سالمی چنین چیزی را می پذیرد؟ حرمله فرمانده سپاه را ول کرده و نوزاد را از پای درآورده؟ اگر به قول مسلمانان واقعاً هوا جهنمی بوده مگر این حرمله مازوخیسم داشته که در آن شرایط، جنگ را کش بدهد و خودش را بیشتر اذیت بکند؟ ... آیا مذهب ذهنی را که فکر می کند نمی رباید؟
سوم، این داستان آب آوردن ابوالفضل بی سر و ته ترین افسانه عاشوراست. به اندازهای این داستان مسخره ساخته شده که گمان می کنم با یک بار مرور آن دیگر نیازی به تجزیه نباشد. داستان از این قرار است که آقا ابوالفضل که مسلمانان ماشین شان را بیمه ایشان می کنند برای رفع تشنگی لشگر حسین به دل دشمن زده و مشکی را از آب رودخانه پر کرده و در مسیر برگشت شخصی آن دستش را که مشک را گرفته بوده قطع می کند. حضرت مشک را با دست دیگرش می گیرد و به راهش ادامه می دهد. دوباره یک از خدا بی خبری آن دست دیگر را هم قطع می کند. حضرت اکنون مشک را با دندانش می گیرد و در آخر چند از خدا بی خبر دیگر وی را به شهادت می رسانند.
لطفاً یکی برای من توضیح بدهد که حضرت چگونه مشک را از دستی که قطع شده میگیرد؟ آیا حضرت از اسب پیاده شده و می رود مشک را که همراه دست قطع شده اش روی زمین افتاده بر می دارد و دوباره سوار اسب می شود و می رود؟ دوباره که آن یکی دستش قطع می شود چه کار می کند؟ آیا حضرت باز از اسب پیاده شده و می رود به سراغ دست افتاده و دولا شده و مشک را با دندان می گیرد؟ آیا در این میان که هی حضرت از اسب پیاده و دوباره سوار می شده اند کسی نبوده ایشان را بکشد؟ یا اصلاً ....
اصلاً دست حضرت چگونه قطع شده؟ از مچ؟ از آرنج؟ از کتف؟ با چه چیز قطع شده؟ شمشیر؟ ...
خون ریزی شدید ناشی از قطع شدن دست در این میان ... (چه میشود)؟ آیا حضرت ...؟ به راستی مذهب، عقلی را که فکر میکند نمی رباید؟ این تنها سه نمونه از افسانه های عاشورا بود.
مصادر در انتها
جزیره ی خضرا داستانی است که علامه ی مجلسی در بحارالانوار نقل فرمودند و خود این بزرگوار اذعان داشتند غیر معتبر است در کتاب مهدی موعود (ترجمه ی بحار امده) علامه ی مجلسی می گویند:
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، معارف عمیق مهدویت ضامن سلامت و سعادت جامعه و فرد فرد انسانهاست، اعتقاد به بشارتهای پیامبران گذشته و ائمه دین(ع) افراد با انگیزه و پرتوانی را در جامعه میتواند پرورش دهد، باور به حضور امامی ناظر بر اعمال، از جنبه فردی موجب پاک نگاه داشتن روح و پیراستن اعمال از زشتیهاست و از جنبه اجتماعی باعث همدلی مؤمنان و ایستادگی در برابر ظالمان میشود، کارکرد وسیع و عمیق آموزههای مهدوی، جذابیت خاص موضوع را نشان میدهد، به همین دلیل، قشرهای مختلف جامعه پرسشهای بسیاری در این موضوع دارند که لزوم پاسخگویی صحیح به آنها از راهی مطمئن بر کسی پوشیده نیست.
