
|
ارسال نظر(0)
|



![[تصویر: %D8%AC%D8%AF%D8%A7%20%DA%A9%D9%86%D9%86%...%D9%86.gif]](http://atasheentezar.persiangig.com/%D8%AC%D8%AF%D8%A7%20%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87%20%D9%85%D8%AA%D9%86/%D8%AC%D8%AF%D8%A7%20%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87%20%D9%85%D8%AA%D9%86%20%DB%8C%D8%A7%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86.gif)
![[تصویر: 52855221904080493026.png]](http://upload7.ir/imgs/2014-12/52855221904080493026.png)
![[تصویر: 30797683243678913510.png]](http://upload7.ir/imgs/2014-12/30797683243678913510.png)
![[تصویر: 31817583369712038013.png]](http://upload7.ir/imgs/2014-12/31817583369712038013.png)
![[تصویر: 60212708252646741548.png]](http://upload7.ir/imgs/2014-12/60212708252646741548.png)
![[تصویر: 51097611604403350966.png]](http://upload7.ir/imgs/2014-12/51097611604403350966.png)
![[تصویر: 02887911292520518710.png]](http://upload7.ir/imgs/2014-12/02887911292520518710.png)
![[تصویر: 27757613495800577921.png]](http://upload7.ir/imgs/2014-12/27757613495800577921.png)
![[تصویر: image002.jpg]](http://savajjad.persiangig.com/image/image002.jpg)
![[تصویر: 1170560_113.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/5/25/1170560_113.jpg)
![[تصویر: 1170574_741.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/5/25/1170574_741.jpg)
![[تصویر: 1170609_955.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/5/25/1170609_955.jpg)
![[تصویر: 1170614_637.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/5/25/1170614_637.jpg)
![[تصویر: 1170629_587.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/5/25/1170629_587.jpg)

مهدی پرس :
عشق واقعی به امام عصر124هزار فرستاده آمدند تا زمینه سازی کنند برای آمدن پیامبر آخرالزمان. پیامبری که قرار است تمام دین و کاملترین برنامه انسان سازی را در اختیار بشرِ تشنه ی کمال قرار دهد. با همه رنجها و سختی هایی که نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله در این راه متحمل شدند و در قبال آن مزدی از امت نخواستند الّا یک چیز: «قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی».(١)
علامه طباطبایی (ره) در بخشی از تفسیر این آیه چنین می فرمایند: «اگـر در یـك طـایفه از اخبار كه آن نیز متواتر است، یعنى اخبارى كه از هر دو طریق از رسـول خـدا صلّى اللّه علیه و آله رسیده، و مردم را در فهم كتاب خدا و معارف اصـولى و فـروعى دین و بیان حقایق آن، به اهل بیت علیهم السلام ارجاع داده - مانند حـدیـث ثـقـلیـن و حـدیـث سـفـیـنـه و امـثـال آن - دقـت كـافـى بـه عـمـل آوریـم، هـیـچ شـكـى بـرایـمـان بـاقـى نـمـى مـانـد كـه مـنـظـور از واجـب كردن مودت اهـل بـیت علیهم السلام، و آن را به عنوان اجر رسالت قرار دادن، تنها این بوده كه این محبت را وسیله اى قـرار دهـد بـراى ایـن كـه مـردم را بـه ایـشـان ارجـاع دهـد، و اهل بیت علیهم السلام مرجع علمى مردم قرار گیرند.»(٢)
پاداشی سراسر خیر و برکت، مزدی که به تمامه، سود و منفعت آن به خود امت باز می گردد و بهانه ای می شود برای اینکه راه زندگی کردن را از نور ولایت بیاموزند و راه خود را روشن سازند.
استاد گرامی آیة الله معرفت می فرماید: «مودت معلول محبت است. به این معنا که محبت علاقه است و مودت اظهار آن علاقه. حق این است که آیه مودت صرف علاقه به اهل بیت علیهم السلام را نمی خواهد. بلکه پذیرش ولایت و پیروی از آنان را تقاضا می کند، زیرا مودت اجر رسالت قرار گرفته بنابراین عبارت است از محبت پایدار و ماندگار همراه با به کارگیری لوازم و وسایلی که به ظهور آن بینجامد.»(٣)
وقتی این مودت و ارتباط تنگاتنگ بین امام و امت ایجاد شد، پشتوانه محکمی می شود برای نظام اسلامی. وقتی سبک زندگی مردم براساس نظر ولیّ امر تدوین و اجرا شد، دیگر دشمن جایی برای نفوذ نخواهد داشت. مگر اینکه عده ای بتوانند این اصل مهم را از امت اسلامی بگیرند.
حال که ما دارای یک زندگی ابدی هستیم و سرمایه پایان ناپذیر ولایت در دسترس ماست، چرا این قدر کم توقع و قانع هستیم ؟ چرا از این مخازن هدایت الهی به گونه ای که زندگی مان را تا ابد تضمین کند، بهره نمی گیریم؟
انسان امروز دست به گریبان با یک بیماری مرموز
آفتی که در زندگی اغلب افراد جامعه انسانی دیده می شود، روزمرّگی و قناعت به همین زندگی ساده و عادی است. اینکه مردم عادت کرده اند صبح سر ساعت معینی از خواب برخیزند، هر کس به کاری در حد توان خود مشغول شود و در تلاش برای گذران زندگی اش باشد و با اتفاقاتی که طی این ساعات برایش می افتد، باری به هر جهت برخورد کند و ظهر به خانه برگردد برای استراحت و تجدید قوا. و بعد از ظهر خود را، به برنامه دیگری از این دست سپری کند و در نهایت شب و خواب و دوباره فردایی دیگر. این سیر مختصری بود از زندگی که اغلب ما درگیر آن هستیم و برای اسلامی شدن آن، سه وعده نماز را هم چاشنی کار می کنیم و تمام.
اما به واقع چشم اندازی که برای زندگی دنیایی ما در نظر گرفته اند همین است و بس؟ آیا قرار نیست برای ادای مزد رسالت در حق ذوی القربی رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله که به تصریح اکثریت مفسرین، اهل بیت علیهم السلام هستند، مودت داشته باشیم. آیا همین که محرّم تکیه ای بر پا می کنیم و نیمه شعبان جشن و سروری، دیگر وظیفه ای بر عهده مان نیست؟ مگر مودت رجوع به این بزرگواران و ابراز و آشکار کردن محبت قلبی مان نیست؟
عشق واقعی به امام عصر
بهره وری حداکثری از گنجی بی پایان
حداقل گرایی و دنبال دین حداقلی بودن آفتی است که اینجا نیز گریبان ما را گرفته است. اگر قرار است امام زمان علیه السلام با آن علم الهی و تخصص همه جانبه اش مرجع امت اسلامی قرار گیرد، باید در تمام ابعاد زندگی این رجوع، خود را نشان دهد. تصور کنید به گنجی دست پیدا کرده اید. آیا به ناخنک زدن به این گنج رضایت می دهید یا تمام تلاش خود را می- کنید برای بهره برداری حداکثری از آن، به گونه ای که زندگی تان را تا آخر عمر تضمین کند. حال که ما دارای یک زندگی ابدی هستیم و سرمایه پایان ناپذیر ولایت در دسترس ماست، چرا این قدر کم توقع و قانع هستیم ؟ چرا از این مخازن هدایت الهی به گونه ای که زندگی مان را تا ابد تضمین کند، بهره نمی گیریم؟
مقام معظم رهبری در بیان بخش حقیقی و اصلی تمدن اسلامی می فرمایند: «بخش حقیقی، آن چیزهائی است که متن زندگی ما را تشکیل می دهد؛ که همان سبک زندگی است که عرض کردیم. این، بخش حقیقی و اصلی تمدن است مثل مسئله خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزی، تفریحات، مسئله خط، مسئله زبان، مسئله کسب و کار، رفتار ما در محل کار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعالیت سیاسی، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانه ای که در اختیار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئیس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پلیس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهای ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بیگانه؛ اینها آن بخشهای اصلی تمدن است، که متن زندگی انسان است.»(٤)
اینها چند نمونه از صدها موردی است که باید در یک یک آنها به سراغ اهل بیت علیهم السلام رفته و نظر ایشان را جویا شد.
وقتی این مودت و ارتباط تنگاتنگ بین امام و امت ایجاد شد، این پشتوانه محکمی می شود برای نظام اسلامی. وقتی سبک زندگی مردم براساس نظر ولیّ امر تدوین و اجرا شد، دیگر دشمن جایی برای نفوذ نخواهد داشت. مگر اینکه عده ای بتوانند این اصل مهم را از امت اسلامی بگبرند.
چگونه ممکن است
مودت مسلمین باید در سبک زندگی آنها خود را نشان دهد. اگر قرار است در قبال هدایت الهی _بزرگترین نعمت زندگی_که از طریق رسول اکرم و اولاد طاهرینش علیهم السلام به ما رسیده، قدردان و سپاسگزار باشیم، راهی نداریم جز تبعیت از ایشان در تمام شئون زندگی.
چگونه ممکن است کسی دم از مودت اهل بیت علیهم السلام بزند اما مخارج چند ده میلیونی برای مراسم ازدواج خود را روا بداند در حالی که در شهر خود او، خانواده هایی به نان شب محتاجند؟ چگونه فردی می تواند اتومبیل گران قیمت سوار شود و ادعا کند عاشق امام حسن علیه السلام است که در طول عمر خود چند بار کل دارایی اش را به فقرا بخشید؟ چگونه شخصی می تواند شب در همسایگی یتیمی آرام بخوابد و از سختی های زندگی او بی خبر باشد و ادعا کند که شیعه امیر المومنین علی علیه السلام است؟
مثالهایی از این دست در اطراف زندگی ما فراوان است که حاکی از عدم مودت شیعیان است. یقینا اگر مهدی فاطمه علیهماالسلام که خدا باقیمانده غیبتش را بر ما ببخشاید، امروز بین ما ظاهر بودند، همان دستورات پدران خود را ترویج می- کردند که امروز از طریق فقها به ما رسیده است. اگر بنا داریم در قبال نعمتهایی که به واسطه وجود حضرتش به ما می رسد، کاری انجام دهیم، بهترینش تبعیت بی چون و چرا از اوامر ایشان است.
پی نوشت:
1) سوره شوری آیه 23.
2) سید محمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 18، ذیل آیه 23 سوره شوری.
3) فداحسین عابدی، تفسیر تطبیقی آیه مودت، ص36.
4) بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی 23مهر1392.
تبیان
در سال های اخیر توجه روزافزون اقشار مختلف جامعه، به ویژه جوانان، به موضوع مهدویت و انتظار موجب رونق بازار کتاب ها و نشریات مرتبط با این موضوع شده و هر از چند گاه کتاب یا نشریة جدیدی به این جرگه وارد می شود.
پدیدة یادشده گرچه در جای خود بسیار مبارک و امیدوارکننده است، اما بیم ها و نگرانی هایی را هم در پی دارد که جا دارد علمای حوزه، صاحب نظران مسائل اعتقادی و مسئولان فرهنگی کشور با حساسیت و دقت نظر بیشتری این پدیده را مورد توجه قرار دهند.
یکی از موضوعاتی که در این میان بسیار حائز اهمیت بوده و نیازمند دقت و توجه بیشتری است، پرداختن افراطی به موضوع تشرفات و ملاقات با امام زمان(ع) است. متأسفانه موضوع یادشده این روزها دستمایة بسیاری از کتاب ها و نشریات نوظهور قرار گرفته و نویسندگان و ناشران این قبیل کتاب ها و نشریات تلاش می کنند که با داغ تر کردن فضای بحث و گفت وگو از این موضوع مخاطب بیشتری جلب کرده و بر تیراژ کتاب ها و نشریات خود بیفزایند.
با توجه به اهمیت موضوع یادشده و به دلیل پرسش های فراوانی که در این زمینه از سوی دانشجویان، فرهنگیان و... مطرح می شود، در این مقاله به بررسی ابعاد مختلف آن پرداخته و تلاش می کنیم پاسخ مناسبی برای این پرسش ها ارائه دهیم.
امام مهدی(ع) در آخرین توقیعی که خطاب به چهارمین نایب خاص خود، علی بن محمد سمری، صادر می کنند، می فرمایند:
یا علی بن محمد السمری أعظم الله أجر إخوانک فیک فإنّک میّت ما بینک و بین ستة أیّام فاجمع أمرک و لاتوص إلی أحد یقوم مقامک بعد وفاتک، فقد وقعت الغیبة الثانیة [التامة] فلا ظهور إلّا بعد إذن الله عزّ و جلّ و ذلک بعد طول الأمد و قسوة القوب و امتلاء الأرض جوراً و سیأتی شیعتی من یدّعی المشاهدة، ألا فمن ادّعی المشاهدة قبل خروج السفیانی و الصیحة فهو کاذب مفتر.1
ای علی بن محمد سمری، خداوند پاداش برادرانت را در مرگ تو بزرگ گرداند. تو تا شش روز دیگر می میری، پس کارت را سامان ده و به کسی به عنوان جانشین پس از خود، وصیت مکن که دیگر غیبت تامه واقع شده است. دیگر ظهوری نیست مگر به اذن خداوند و آن پس از مدتی دراز و بعداز آن که دل ها سخت شد و زمین از ستم پرشد، به وقوع خواهد پیوست. به زودی از شیعیانم، کسانی خواهند آمد که ادعای دیدار (مشاهده) مرا می کنند. آگاه باشید هرکس پیش از خروج سفیانی و صیحة آسمانی ادعای دیدار مرا کرد، دروغگو و مفتری است.
این توقیع شریف زمینه ساز بحث و گفت وگوهای فراوانی در زمینة امکان یا عدم امکان ملاقات حضرت مهدی(ع) در زمان غیبت شده و علمای شیعه را به اظهارنظر در این زمینه واداشته است.2 آنچه که از مجموع این بحث و گفت وگو برمی آید این است که در اصل امکان ملاقات با آن حضرت تردیدی نیست و اینکه افراد زیادی در طول دوران غیبت کبرا به این شرافت نائل شده اند، گواه روشنی بر این مدعاست، اما سخن در شرایط و ویژگی های آن است.
یکی از نکاتی که همة علمای شیعه در این زمینه بر آن اتفاق نظر دارند این است که در عصر غیبت کبرا باب نیابت و سفارت، به گونه ای که در مورد نایبان خاص آن حضرت و در دوران غیبت صغرا وجود داشت، بسته شده و هیچ کس نمی تواند ادعا کند که با آن حضرت در ارتباط بوده و هر زمان اراده کند می تواند با ایشان ملاقات کند؛ یا به طور خاص از سوی ایشان نیابت یافته که اموری را به انجام رساند یا دستورهایی را به مردم ابلاغ کند.
نکتة دیگری که بسیاری از علمای شیعه در کتاب ها و آثار خود به آن اشاره کرده اند این است که ملاقات با امام زمان(ع) مستلزم لیاقت ها و شایستگی های خاصی است که حتی بسیاری از بزرگان به آن دست نیافتند و گروهی هم که به این توفیق دست یافتند با مجاهدت ها و تلاش های فراوانی بوده است.
حضرت آیت الله جوادی آملی در این زمینه می فرماید:
امام(ع) وحید دهر است، مثل شمس آسمان است، همان طور که شما با دستتان نمی توانید به آفتاب برسید، نمی توانید به راحتی به امام برسید.3
با توجه به آنچه گفته شد باید بسیار مراقب بود که در طرح موضوع ملاقات با امام زمان(ع) به گونه ای رفتار نکنیم که مردم گمان کنند هرکس می تواند ادعای رؤیت کند و هر ادعایی را هم، به راحتی می توان پذیرفت.
یکی دیگر از موضوعاتی که در این زمینه باید بدان توجه داشت این است که آیا همة کسانی که ادعا می کنند با امام زمان(ع) ملاقات کرده اند، به راستی شخص آن حضرت و وجود واقعی ایشان را دیده اند یا احتمالات دیگری در این میان وجود دارد؟
در پاسخ این پرسش باید گفت: احتمالات و فروض مختلفی در این زمینه مطرح است و هرگز نمی توان ادعا کرد که همة مدعیان رؤیت امام مهدی(ع) به واقع آن حضرت را دیده اند.
حضرت آیت الله جوادی آملی در زمینة دسته بندی کسانی که موفق به دیدار امام زمان(ع) شده اند، می فرماید:
خیلی از موارد است که انسان بیمار دارد، شفا پیدا می کند، یا گمشده ای دارد، پیدا می کند. اما آیا اینها به وسیله شخص حضرت است یا اولیای فراوانی که زیر نظر حضرت هستند، و یا شاگردان فراوانی که حضرت دارد؟ یا این که یکی از اولیای خود را اعزام می کند؟ هیچ برهانی بر مسئله نیست که مثلاً آن کسی که شخص گمشده را به منزل می رساند، یا مشکل کسی را حل می کند، شخص حضرت باشد. اولیای فراوانی در خدمت و تحت تدبیر حضرت هستند. حضرت ممکن است به یکی از اینها دستور داده باشند و آن مشکل حل شود. در بعضی از موارد آن تمثلات نفسانی را انسان مشاهده می کند و خیال می کند واقعیت است. این بخش اول که مشهود است تمثلات نفسانی بوده، باید از واقعیت بینی جدا شود.
در بخش دوم که حقیقتاً کسی را می بیند و مشکل او حل می شود یا شفای مرضی بوده یا گمشده ای را به مقصد می رساند؛ در این جا نیز هیچ برهانی ندارد که حضرت باشد یا شاگردی از شاگردان او. حضرت، شاگردان فراوانی دارد. این سیصد و سیزده نفری که هستند، الان ممکن است افراد فراوانی باشند که تحت تدبیر آن حضرت مأموریت هایی را انجام می دهند.
بخش سوم، آن است که نظیر مرحوم بحرالعلوم خدمت خود حضرت می رسد. این را هم بعضی منکر هستند، [ولی] این هیچ استبعادی ندارد، بلکه امکان هم دارد. اما در این بخش دو مسئله وجود دارد: 1. فرد حق ندارد بگوید من خدمت حضرت رسیده ام؛ 2. ما حق نداریم قبول کنیم. به ما گفته اند که شما تکذیب کنید، یعنی نگویید او دروغ می گوید، بلکه اثر عملی بار نکنید، تکذیب، به معنای این که شما دروغ می گویید و حضرت غیر قابل دیدن است، نیست.4
با توجه به مطالب یاد شده می توان گفت که: اولاً نباید هر عنایتی را که از سوی امام زمان(ع) به شخصی می شود و هر گره گشایی را که از سوی آن حضرت صورت می گیرد، به حساب ملاقات یا تشرف گذاشت و ثانیاً نباید هر ادعای تشرفی را به سادگی پذیرفت و بر گفته های مدعی مهر تأیید زد.
امروزه شاهد هستیم که گروهی از نویسندگان، سخنرانان و گردانندگان محافل و مجالس مذهبی برای جلب توجه عوام و جذب هر چه بیشتر آنها به موضوعات و مباحث مهدوی، با به فراموشی سپردن فلسفة واقعی انتظار و کارکردهای اجتماعی آن، مردم را صرفاً به نقل خواب و رؤیا و حکایت های ضعیف و بی اساس مشغول داشته و با بستن باب هرگونه تعقل و تدبر در معارف مهدوی، برداشت های سطحی خود از روایات را ملاک تحلیل و بررسی پدیدة ظهور قرار داده اند.
سخنرانی ها و آثار مکتوبی که از سوی این گروه ارائه می شوند، مخاطبان جوان خود را از رسالت سنگینی که در برابر حجت خدا، حضرت صاحب الامر(ع) و مسئولیت بزرگی که در برابر اجتماع خود دارند، غافل ساخته و آنان را به این اندیشه وامی دارد که تنها باید در خلوت خود در جست وجوی امام غائب بود و تلاش کرد که با به دست آوردن ادعیه، توسلات و ختوماتی راهی برای تشرف خدمت آن حضرت پیدا کرد.5 قطعاً اگر این قبیل افراد به آرزوی خود دست نیابند و راهی برای ملاقات با امامشان پیدا نکنند دچار دل زدگی و ناامیدی شده و شاید به طور کلی از فرهنگ مهدوی روی گردان می شوند.
خطر دیگری که این قبیل سخنرانی ها و آثار دارد این است که اعتقاد به امام مهدی (ع) را در نزد کسانی که هنوز به حقایق شیعه و عمق اندیشه مهدوی پی نبرده اند، اعتقادی موهوم و آمیخته با خرافه جلوه می دهد.
با توجه به این آسیب ها و خطرات است که مراجع عظیم الشان تقلید و علمای حوزه، افراد را از دامن زدن به این مباحث برحذر داشته و همه را دعوت به پرداختن بیشتر به مباحث اعتقادی و معارف اصیل و حقیقی دین می کنند.
حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی در این زمینه می فرماید:
باید همه باور نماییم که آن حجت خدا نظاره گر اعمال ماست. باید بدانیم مهم ترین مسئلة مورد نظر ایشان مسائل اعتقادی و عملی است و از این جهت لازم است هرچه بیشتر در رابطه با مسائل واقعی اسلام ساعی و کوشا باشیم و از خرافات و دروغ گویی و خواب های بی اساس و ادعاهای واهی پرهیز کنیم و بدانیم که این امور غیرواقعی، چهرة اسلام و شیعه را مشوه و زبان طعن دشمنان را می گشاید. باید واقعیت ها و معارف اصیل و حقیقی را که دین ما مشحون از آنهاست بیاموزیم.6
بیان حضرت آیت الله جوادی آملی نیز در این زمینه راهگشاست. ایشان می فرماید:
می بایست پژوهشگران و محققان بسیار ژرف اندیشی داشته باشید تا آنچه را دربارة وجود مبارک حضرت(ع) است از هم تفکیک کنند. باید مدعیان رؤیت، بساطشان را جمع کنند، چون افراد به شدت به حضرت علاقه مند و ارادتمندند، اگر کسی ادعای رؤیت کند و ظاهرالصلاح هم باشد ممکن است مقبول قرار بگیرد و این مشکلات فراوانی دارد.7
با توجه به آنچه بیان شد بر همه گویندگان و نویسندگان لازم است که به جای دامن زدن به موضوع تشرفات و طرح حکایت هایی که بعضاً اساس محکمی هم ندارد، تلاش خود را متوجه اصل لزوم انتظار فرج، منتظر نگهداشتن مردم و یادآوری وظایف منتظران نمایند.
نکتة دیگری که در این زمینه حائز اهمیت است این است که آیا موضوع درخواست ملاقات با امام عصر(ع) و تشرف خدمت ایشان از موضوعات محوری مباحث مهدویت است یا خیر؟
با بررسی روایات مهدوی به دست می آید که آنچه بیش از هر موضوع دیگری در عصر غیبت اهمیت دارد، معرفت امام عصر(ع)، منتظر بودن و عمل به شرایط انتظار و تکالیف منتظران است. تا آنجا که به تعبیر روایات حتی اصل درک زمان ظهور هم چندان موضوعیتی نداشته و مهم این است که شیعه منتظر در زمان غیبت امام خود را به درستی بشناسد و به وظایف خود در برابر او به خوبی عمل کند. که در این صورت، درست مانند کسی خواهد بود که زمان ظهور را درک کرده و با امام خود همراه و همداستان است.
برای روشن تر شدن این موضوع چند روایت را با هم مرور می کنیم:
ابو بصیر می گوید به امام صادق(ع) عرض کردم:
جعلت فداک متی الفرج؟
فدایت شوم، این گشایش کی فرا می رسد؟
آن حضرت فرمود:
یا أبابصیر و أنت ممّن یرید الدنیا؟ من عرف هذا الأمر فقد فرّج عنه لانتظاره.8
ای ابابصیر! آیا تو از آن گروهی که به دنبال دنیایند؟ هر کس این امر را بشناسد، به سبب انتظارش برای او گشایش حاصل می شود.
امام رضا(ع)نیز در پاسخ «حسن بن جهم» که از ایشان در مورد فرا رسیدن گشایش می پرسد، می فرماید:
أولست تعلم أنّ إنتظار الفرج من الفرج؟
آیا تو نمی دانی که چشم به راه گشایش بودن، خود [جزیی] از گشایش است؟
او در پاسخ می گوید:
لا أدری إلّا أن تعلّمنی.
نمی دانم، مگر اینکه شما به من بیاموزید.
آن حضرت بار دیگر می فرماید:
نعم، إنتظار الفرج من الفرج.9
آری، انتظار گشایش، [جزیی] از گشایش است.
براساس همین نگرش است که در روایت های متعددی تأکید شده که برای منتظران واقعی تفاوتی ندارد که ظهور را درک کنند یا نکنند؛ چون آنها در عصر غیبت نیز در خدمت امام زمان خویش هستند؛ چنانکه در روایتی از امام صادق(ع) می خوانیم:
من مات منکم و هو منتظر لهذا الأمر کمن هو مع القائم فی فسطاطه... .10
هر کس بمیرد در حالی که منتظر این امر باشد همانند کسی است که با حضرت قائم(ع) و در خیمه اش بوده باشد... .
آری، اگر کسی در عصر غیبت مؤمنانه زندگی کند؛ از بدی ها و زشتی ها دوری گزیند؛ خصال شایسته را پیشة خود سازد؛ وظایف و تکالیفی را که در صحنة حیات فردی و اجتماعی متوجه اوست، به درستی به جا آورد و در انتظار ظهور امامش نیز باشد، خداوند متعال، فرج و گشایش واقعی را که همان یافتن راه هدایت و رستگاری و رسیدن به سعادت و نیک بختی در دنیا و آخرت است، نصیب او می سازد و در این صورت است که پیش افتادن و پس افتادن ظهور برای او هیچ تفاوتی نخواهد داشت و او در هر حال امام منتظَر خویش را درمی یابد.
از این رو می توان گفت که برای منتظران واقعی آنچه بیش از هر موضوع دیگری اهمیت دارد عمل به تکلیف و وظیفة در برابر امام عصر(ع) است و موضوع ملاقات با آن حضرت برای آنان در مرتبه بعدی قرار دارد.
یکی دیگر از نکاتی که در زمینة موضوع ملاقات با امام زمان(ع) باید به آن توجه داشت این است که دیدن امام زمان(ع) به خودی خود نمی تواند فضیلت باشد، بلکه آنچه فضیلت است رسیدن به قیام معرفت امام(ع) و بصیرت داشتن نسبت به جایگاه ایشان در عالم است.
برای روشن تر این مطلب، توجه شما را به سختی از بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی جلب می کنیم.
ایشان در این زمینه می فرماید:
در زمان پیامبر(ص) ـ که مقامش بالاتر از همة ائمه است ـ کم نبودند کسانی که وجود مبارک حضرت را می دیدند، اما خدای سبحان دربارة آنها در قرآن فرمود:
و تراهم ینظرون إلیک و هم لایبصرون.11
آنها را می بینی که به تو نگاه می کنند ولی تو را نمی بینند.
اهل نظرند ولی اهل بصیرت نیستند. اگر ما سعی کنیم وجود مبارک امام زمان(ع) ما را ببیند، هنر است.
در قرآن کریم آمده است: خدا که به کلّ شیء بصیر است روز قیامت به یک عده نگاه نمی کند: «ولایکلّمهم الله و لا ینظر إلیهم یوم القیامة ولایزکّیهم».12 آن نگاه تشریفی را نسبت به عده ای اعمال نمی کند. اگر ما واقعاً در مسیر صحیح حرکت کنیم، حضرت ما را می بیند، و دیدن و نظر تشریفی ایشان برای ما شرف است وگرنه دیدن فیزیکی خیلی کارساز نیست. همچنان که خیلی ها پیامبر اکرم(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) را می دیدند، ولی بصیرت نداشتند. دیدن های تشریفی مهم است، نه نگاه صوری، البته گاهی همان نگاه صوری هم پدید می آید و انسان وجود حضرت را از نزدیک زیارت می کند و فیضی می برد و مشکل او هم به برکت حضرت از طرف ذات اقدس اله حل می شود. اما مهم همان دیدن از روی بصیرت است.13
برای تکمیل این مطلب خوب است که اشاره ای داشته باشیم به پاسخ روحانی وارسته و پارسا مرحوم حجت الاسلام و المسلمین شیخ محمدتقی بهلول(ره).14
ایشان در پاسخ به این پرسش که: «چه وقت می شود به حضور آقام امام زمان، ارواحنافداه، مشرف شد؟» می فرماید:
با تقوا باشید؛ وقتی که بین شما و حضرت(ع) سنخیت باشد.
سپس می فرماید:
دیدن امام زمان، روحی فداه، مهم نیست، مهم این است که او ما را ببیند، خیلی ها هم علی(ع) را دیدند اما دشمن او شدند. اگر کاری کردیم که نظر آنها را جلب کنیم، آن ارزش دارد.15
با امید به آنکه از این پس، همة ما با دقت و وسواس بیشتری از موضوع ملاقات و تشرفات صحبت کنیم و مردم ما نیز با حساسیت بیشتری با کتاب ها و نشریاتی که به طرح افراطی این موضوع می پردازند، برخورد کنند.
1. شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص 243ـ242.
2. برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک: هادی دانشور، «تشرفات بین نفی و اثبات»، موعود، سال اول، شماره 1، 3 و 5، فروردین تا دی 1376.
3. ر.ک: آیت الله جوادی آملی، «این ماییم که غایبیم» (متن سخنرانی)، موعود، سال نهم، شمارة 48، آبان 1383.
4. همان.
5. این سخن هرگز به معنای نفی فضیلت تشرف خدمت حضرت صاحب الامر(ص) و ملاقات ایشان نیست؛ چرا که اگر دیدار آن حضرت فضیلت نداشت هرگز به ما سفارش نمی کردند که در هر بامداد و به هنگام تجدد عهد با امام عصر(ع) با خدای خود نجوا کنید که: «أللّهم أرنی الطلعة الرشیدة»؛ بار خدایا آن چهرة زیبای رشید را به من بنمای. بلکه این سخن ناظر به دیدگاه هایی است که ملاقات با امام زمان(ع) و تلاش برای رسیدن به آن را به عنوان اصلی ترین وظیفه منتظران مطرح می کند.
6. افق حوزه (هفته نامه خبری حوزه های علمیه)، سال چهارم، شمارة 44، 28 شهریور 1384.
7. آیت الله جوادی، آملی، همان.
8. محمدبن یعقوب کلینی، الکافی، ج1، ص371، ح3.
9. شیخ طوسی، همان، ص276.
10. محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج52، ص126، ح18.
11. سورة اعراف(7)، آیة 198.
12. سورة آل عمران(3)، آیة 77.
13. توصیه ها، پرسش ها و پاسخ ها در محضر حضرت آیت الله جوادی آملی، تدوین نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، ج 1، ص 73ـ74.
14. مقام معظم رهبری دربارة شخصیت این مرد بزرگوار می فرماید: «نود سال از یک قرن عمر خود را به خدمت به مردم و عبادت خداوند گذرانید. زهد و وارستگی او، تحرک و تلاش بی وقفه پیکر نحیف او، ذهن روشن و فعال او، حافظة بی نظیر او، دهان همیشه صائم او، غذا و لباس و منش فقیرانة او، شجاعت و فصاحت و ویژگی های اخلاقی برجستة او، از این مؤمن صادق، انسانی استثنایی ساخته بود». افق حوزه (هفته نامه خبری حوزه های علمیه)، شمارة 41، دوشنبه 17 مرداد 1382.
15. عباس موسوی مطلق، ملکوتی خاک نشین، ص
یک دلیل دیگر بر ساختگی بودن داستان امام زمان!
نویسنده:
محمد باقر سجودی
شیعه ها میگویند امام زمانشان وقتی که در 5 سالگی از دیدها پنهان شد برای خود 4 نایب تعیین کرد.
به عقیده شیعه، امام زمانشان، عثمان بن سعید العمری را برای نیابت عامه خود انتخاب کرده است.
نیابت نوّاب خاص در میان علمای شیعه، از مسائل قطعی است و جزء ضروریات مذهب شان به شمار می رود؛
شیعه میگوید:
مرحوم شیخ طوسی در اختیار معرفة الرجال (رجال الكشی) نامه مفصلی از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، خطاب به اسحاق بن اسماعیل نوشته و به وی دستور میدهد:
«از شهر خارج نشو مگر بعد از ملاقات با عمرى، خدا از او راضى باشد به واسطه رضایت ما و سلام بر او بنما و خود را به او معرفى كن تا ترا بشناسد او مردى پاك و عفیف و مورد اعتماد و نزدیك به ما است هر مبلغى كه از نواحى براى ما میرسد عاقبت به او میدهند و او به ما میرساند (و الحمد للَّه كثیرا) خدا ما و شما را در پناه خود محفوظ دارد و در تمام كارها پشتیبانمان باشد سلام بر تو و جمیع دوستان و رحمة اللَّه و بركاته درود بر سرور ما پیامبر اكرم صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم تسلیما كثیراً .
اختیار معرفة الرجال، ج 2، ص 848 .
و هنگامی عثمان بن سعید به رحمت خدا پیوست، امام زمان علیه السلام در نامهای جهت تعزیت به فرزند بزرگوارش محمد بن عثمان مینویسد:
كمال الدین وتمام النعمة، ص 510 و الغیبة، ص 361 .
تو مصیبت زدهاى و ما هم اندوهناك هستیم فراق پدرت براى تو و ما هر دو وحشتناك است خداوند او را در جایى كه دارد شاد گرداند از كمال سعادت او این بود كه مثل تو فرزندى داشت كه بعد از او بماند و به دستور وى جانشین او گردد ....من هم میگویم: الحمد للَّه، زیرا شیعیان به وجود تو و آن چه خداوند در تو و نزد تو قرار داده است، مسرورند پروردگار عالم تو را یارى كند و نیرو بخشد و پشتیبانى نماید و در كار خود توفیق دهد خداوند دوست و نگهبان تو باشد»
.پس از آن كه وی از دنیا رفت فرزندش محمد بن عثمان جانشین وی شد و همان مسئولیت ها را به عهده داشت، پس از وفات او حسین بن روح نوبختی جای وی را گرفت و پس از وی علی بن محمد سمری نیابت را عهده دار شد، این چهار نفر هر یك با فرمان و دستور امام زمان علیه السلام و تعیین فرد قبلی منصب نمایندگی را پذیرا شدند، و شیعیان سخنان آنان را در صورتی كه همراه با نشانهای از طرف حضرت صاحب الأمر مانند معجزه و غیر آن كه تایید كننده مقام نیابت و ادعای آنان بود می پذیرفتند.
الغیبة، ص 353 .
پاسخ اهل سنت:
این قصه 4 نایب دروغی است بر دروغی دیگر، یعنی وقتی امام زمانی نیست پس نایب هم نیست
اما حالا ما میخواهیم دروغ بودن نواب اربعه را ثابت کنیم این که ثابت شد پس دروغ بودن خود امام زمان نیز لاجرم اثبات میشود:
اولا شما در متن جواب شیعه میبینید که امام زمان از پیروان خود پول جمع میکند پس لاجرم این پول را پخش نیز میکند و به مردم نیز میدهد پس امام زمان در تقریبا 80 سالی که نایب داشت مثل یک انسان عادی زندگی کرد و سخت فعال بود و تشکیلات بزرگی داشت و خمس و زکات از ثروتمندان میگرفت و توسط عاملان خود آنرا بین نیازمندان تقسیم میکرد
علاوه بر این مرجع دینی و پاسخگوی سوالهای شیعیان نیز بود و سوال ها میامد و جواب ها به خطایشان بیرون میرفت.
پس چرا مخفیانه زندگی میکرد و اگر خلفای عباسی دشمن ایشان بودند چطور در این 80 سال متوجه فعالیت نایبان ایشان نشدند و چرا کسی را دستگیر نکردند؟
اینکه در کنار گوش خلفای عباسی چنین فعالیت عظیمی در جریان بود و آنها 80 سال بیخبر بودند و حتی یک نفر دستگیر نشد خود بهترین دلیل است که یا کل داستان دروغ است یا اصلا خلفای عباسی اعتنایی به امام زمان نداشتند
تصور کنید که حالا در ایران پسر شاه،یک نماینده تعیین کند و این وکیل خیلی فعال هم باشد و از طرفداران شاه پول جمع کند و به فقرا بدهد و 80 سال این کار ادامه داشته باشد و دستگاهای اطلاعاتی ایران حتی یک مورد را هم گذارش نکنند حتی یک نفر را هم دستگیر نکنند.
آیا این باور کردنیست؟
پس داستان امام زمان شیعه ها به این دلیل و هزار دلیل دیگر نادرست و دروغ است.
ما میپرسیم که امام زمان که غایب شد چه نیازی داشت به نایب اول و چه نیاز داشت به دوم و سوم و چهارم؟
هرجوابی بدهید بار میپرسیم مگر امام زمان مرده بود که نایب پنجمی مقرر نکرد.
شیعه ها که در جدل دست همه را از پشت بسته اند اینجا میگویند مگر الله پیامبران را نفرستاد مگر سلسله پیامبران ختم نشد پس چرا سلسله نواب باید پایان نیابد ؟!
جواب این است که:
اولا: امام زمان را با الله مقایسه نکنید.
دوما: پیامبر صلی الله علیه وسلم تا زنده بود اگر از شهر پنهان میشد جانشین میداشت.
سوما: پیامبر صلی الله علیه وسلم آخرین رفته و وفات نمود اما قرآن را گذاشت امام آخرین شما رفت اما نایب ها را هم با خود برد و کتابی هم باقی نگذاشت کتاب که بجای خود.... دریغ از یک نامه!!
از این همه نامه پراکنی های امام زمان چرا یکی هم در دسترس نیست؟ مگر شیعیان آثار امامان خود را مقدس نمیدانند و در حفظ آن نمیکوشند پس چرا یک نامه باقی نمانده؟
اما اصل داستان چیست؟
علویان در کشمکش قدرت با عباسیان، رویاروی و رقابت داشتند و خود شیعه ها فرقه های زیادی دارند از اولاد حسن و حسین .... اما یک فرقه بی اهمیت آنها همین 12 امامی ها بودند که از امام سجاد شروع شد و کارنامه ای بزرگی نداشتند جز اینکه امام هشتم توانست از راه قانونی تا ولیهعدی مامون پیش برود بعد از آن افول این سلسله شروع شد و امام یازدهم شیعه ها فقط در یک محله سامرا مشهور بود و از همه بدتر که فرزندی نداشت اینجا بعضی از ماجرا جویان سعی کردند که زمینه قیامی را برای یک نفر از بین خودشان بنام آل علی آماده سازند و برای اینکار مدعی شدند که امام یازده هم فرزندی داشت که پنهان بود پادشاهان معمولا اینکارها را میکنند. وقتی که سلسله صفوی منقرض شد یک نفر از اهالی ساوه که پدرش پنبه زن بود در کربلا و نجف ادعا کرد که من پسر شاه سلطان حسینم و کارش بالا گرفت و کریم خان زند او را امیر کرد اما کم کم مشکوک شد که این بابا لهجه اصفهانی هم ندارد گفت چرا ؟
حسین ساوه ای گفت پدرم شاه سلطان حسین مرا با مادرم فرستاده بود ساوه و کریم خان او را برد ساوه و تحقیق کرد معلوم شد مردم او را میشناسند و پدرش را هم میشناسند و کریم خان گفت پس چرا دروغ گفتی؟ گفت برای غذای چرب و نرم و احترام شدن و کریم خان سرش را برید.
القصه مثل این سوء استفاده از نام افراد مشهور، در تاریخ زیاد است و القصه مفت خوران 80 سال خمس و زکات خوردند زمینه قیام فراهم نشد یا جراتش را نداشتند و پاک آبرویشان رفت و خیلی از شیعه ها گفتند حالا دیگه امام 80 ساله شده و از این پیرمرد کاری ساخته نیست و همه پراکنده و بی ایمان شدند و 12 امامی ها خود بخود بخاطر این رسوایی نابود گشتند و میدان همچنان مثل اول، باقی ماند برای 7 امامی ها و زیدی ها تا اینکه قرن ها بعد شاه اسماعیل ایران را گرفت و و دوباره مذهب 12 امامی جانی یافت و دوباره قصه های دروغین امام زمان شروع شد و چون عراق در دست اهل سنت بود از سرداب سامرا با سلام و صلوات امام زمان را آوردند به قم در چاه جمکران سکنایش دادند !! و گویا خداوند یک جو عقل به این مردم نداده!اگر داده پس معنی این کارها چیست؟


http://islamitxt.rr.nu/content/article/414
جهت ارتباط با دفاتر مراجع محترم تقلید اینجا کلیک کنید...
یا به ادمه مطلب مراجعه نمایید ...