امام زمان(عج)-مناجات
اگر چه تو طبیبی و دوا درست می کنی
کمی برای خیر ما بلا درست می کنی
از این طرف همیشه بارها خراب می کنم
از آن طرف همیشه بارها درست می کنی
اگر چه من خجل شدم، اگر چه سنگ دل شدم
تو از وجود سنگ هم طلا درست می کنی
من از گناه خسته ام، از اشتباه خسته ام
به جان مادرت بگو مرا درست می کنی؟!
گدای آستانه ات شدن به دست ما نبود
تو با کریمی خودت گدا درست می کنی
کنار تو غریبه های شهر نیز راحتند
تویی که از غریبه، آشنا درست می کنی
اگر بناست بعد از این مرا خراب تر کنی
از اول این خراب را چرا درست می کنی؟!
از این دلی که سال هاست بندگی نکرده است
فقط تویی که بنده ی خدا درست می کنی
تو یک غروب می رسی و گنبد بقیع را
شبیه گنبد امام رضا درست می کنی
علی اکبر لطیفیان
|
ارسال نظر(0)
|
سفارشهاي حضرت مهدي موعود عجل الله تعالي فرجه الشّريف
* حضرت وليّ عصر امام زمان عليه السلام فرمودند: و امّا در رخدادهايي كه پيش ميآيد به راويان احاديث ما مراجعه كنيد كه آنان حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر آنانم. معجم احاديث المهدي عليه السلام /4/294
* حضرت حجه بن الحسن عليه السلام فرمودند: درهاي سؤال از چيزهايي را كه براي شما مفيد نيست ببنديد و خود را مورد دانستن چيزهاي غير لازم به زحمت نيندازيد و در مورد تعجيل فرج، زياد دعا كنيد، زيرا موجب فرج شما خواهد شد. بحارالانوار/53/181
* امام عصر عجلاللهتعاليفرجهالشّريف فرمودند:كسي كه از اموال ما چيزي بخورد همانند اين است كه آتش را ميخورد و به زودي به جهنّم واصل خواهد شد(ضرورت پرداخت خمس). بحارالانوار/53/183
* امام زمان عليه السلام در پاسخ شخصي كه از نماز در وقت طلوع و غروب آفتاب سؤال كرده بود فرمود: با هيچ چيز مثل نماز، بيني شيطان به خاك ماليده نميشود،پس نماز را به پا دار و بيني شيطان را به خاك بمال. بحارالانوار/53/182
نشانه های ظهور در کشورهای عربی
سوال :
تحولات اخیر در کشورهای عربی و اسلامی و تحولات مصر و دیگر کشور های عربی است ایا با توجه به روایات وارده این وقایع از نشانه های ظهور است؟ ایا در متون روایی اشاره ای به این حوادث شده؟
آيا تحولات بزرگ ظهور آغاز شده است؟!آيا ما اينك در متن حوادث بزرگ ظهور قرار داريم؟
پاسخ :
حجت الاسلام و المسلمين جاودان فرمودند:
سلام علیکم و رحمة الله
بنظر این بنده تحولات اخیر که ادامه هم خواهد داشت و انشاءالله در عربستان هم حوادثی بوجود خواهد آمد همه در شمار نشانه های ظهور است انشاءالله اما حادثه مبارک ظهور کی اتفاق خواهد افتاد نمی دانیم آیا امسال است یا سال بعد یا سالهای بعد نمی دانیم از لطف و مرحمت خدا امید داریم که در عمر ما اتفاق بیافتد و برای ما مبارک باشد . آمین
منبع : پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین جاودان
اهتمام به دعا برای تعجیل فرج اظهار محبت به امام زمان(ع) است ا
اهتمام به دعا برای تعجیل فرج امام، اظهار محبت نسبت به آن حضرت است و سبب می شود که آن حضرت نیز نسبت به دعا کننده دوستی بیشتری پیدا کند. بلکه موجب محبت پدران بزرگوارشان هم می شود.
"مکیال المکارم فى فوائد الدعاء للقائم" یکى از کتاب هاى ارزشمند شیعه، نوشته آیتاللّه سیدمحمدتقى موسوى اصفهانى(1348 ـ 1301ق) است که به قصد اداء حق حضرت بقیةاللّه که حقش بر گردن ما افزونتر از همه مردم است، احسانش بیشتر و بهتر از همه شامل حال خلق مىشود و نعمت ها و منت ها بر ما دارد، به رشته تحریر درآمده است.
اصل کتاب به زبان عربى است و مؤلف در مقدمه مىنویسد:
"چون ما نمىتوانیم حقوق آن حضرت را ادا نماییم و شکر وجود و فیوضاتش را آن طور که شایسته است، به جا آوریم بر ما واجب است آن مقدار از اداى حقوق آن حضرت را که از دستمان ساخته است، انجام دهیم. . . بهترین امور در زمان غیبت آن حضرت، انتظار فرج آن بزرگوار و دعا براى تعجیل فرج او و اهتمام به آنچه مایه خشنودى آن جناب و مقرب شدن در آستان اوست، مىباشد."
اظهار محبت قلبی
بدان که محبت گرچه امری پوشیده و مخفی است و فعلی باطنی و قلبی ولی آثار و دلایل آشکار و شاخه های بسیار دارد. محبت به سان درخت پربرگ و باری است که بر شاخه هایش گل های رنگارنگ نشسته بعضی از آثار آن در زبان و بعضی در اعضا و جوارح انسان آشکار می گردد و همانطور که نمی توان درخت را از بروز دادن گل هایش منع کرد نشاید که صاحب محبت را از اظهار آثار آن جلو گرفت.
و از نشانه های محبت در زبان یاد کردن محبوب است همیشه و همه جا و شاهد بر این مدعا فرموده خدای تعالی در حدیث قدسی به موسی بن عمران است که یاد من به هر حال و وضعی خوب است.
می گویم: حال اهل توجه همین گونه است. خداوند در قران مجید فرموده: همانا در خلقت آسمان ها و زمین و آمد و رفت پیاپی شب و روز نشانه هایی برای خردمندان است آنان که خدای را هنگام ایستادن و نشستن و خفتنشان یاد می کنند.
می گویم: این از آثار نهایت شوق آنان نسبت به محبوبشان می باشد و نیز از نشانه های زبانی محبت یادآوری خوبی ها و زیبایی های محبوب است از همین روی روایات متعددی در فضیلت شعر گفتن در مدح ائمه اطهار وارد شده که ما در اینجا به یک حدیث اکتفا می کنیم.
در بحار و وسائل از امام هشتم حضرت رضا(ع) رسیده که فرمود: هیچ مومنی در مدح ما شعری نگوید مگر اینکه خداوند متعال برای او در بهشت شهری بنا کند که هفت بار از دنیا وسیع تر باشد در آن شهر هر فرشته مقرب و هر پیامبر مرسلی به دیدار او روند.
و دیگر از نشانه های محبت در زبان دعا کردن و خواستن تمام خوبی ها برای محبوب می باشد و این معنی کاملا برای خردمندان روشن است و جز افراد نادان کسی آن را انکار نمی کند.
دلیل بر خوبی اظهار محبت به زبان بلکه قرار دادن آن از ارکان شکر اینکه: دومین پایه ایمان می باشد در صورتی که حقیقت ایمان همان اعتقاد و باور است که در دل و باطن انسان قرار دارد چنانکه در قران مجید آمده: مگر کسی که مورد اکراه واقع شود و حال آنکه دلش به ایمان مطمئن باشد. و نیز آمده: اعراب بادیه نشین گفتند ایمان آورده ایم بگو ایمان نیاورده اید ولی بگویید اسلام آورده ایم که هنوز ایمان در دل هایتان وارد نشده است.
بنابراین ایمان در حقیقت جز محبت خدا و رسول و ولی او نیست با وجود این لازم است آنچه در دل معتقدیم به زبان آوریم و گرنه آثار ایمان به آن مترتب نخواهد شد.
نتیجه اینکه دعا کردن برای فرج مولا صاحب الزمان(عج) نشانگر حقیقت ایمان است. همانطور که شعر گفتن در مدح ائمه اطهار(ع) اظهار محبت و علامت ایمان است.
و نیز از دلایل فضیلت اظهار محبت به زبان روایاتی است که در آداب معاشرت با برادران دینی وارد شده در حدیث صحیحی در کتاب کافی از امام صادق(ع) آمده که به هشام بن سالم فرمود: اگر کسی را دوست داشتی او را از این امر مطلع ساز که دوستی بین شما را محکم تر می گرداند.
می گویم: منظور از آگاه ساختن برادر دینی از محبت هر کاری که دلالت بر آن دارد می باشد نه با زبان تنها. شاد بر این معنی آن است که ابراهیم(ع) اجابت دعای خویش را علامت خلیل گرفتنش از سوی خداوند قرار داده بنابراین اهتمام ورزیدن به دعا برای تعجیل فرج امام اظهار محبت نسبت به آن جناب است و سبب می شود که آن حضرت نیز نسبت به دعا کننده دوستی بیشتری پیدا کند بلکه موجب محبت پدران بزرگوارشان هم می شود چون دعا کردن بر امام عصر ابراز دوستی نسبت به تمام این خاندان است لذا مایه جلب عنایت و محبت آنان می شود اگر جز این اثر نیک بر دعا کردن نبود همین مکرمت بزرگ بس بود.
منبع : خبرگزاري شبستان
روزی برای تمام بحرانها و میثاقها . . .
نهم ربیع الاول؛ روز توسل
نهم ربیع الاول؛ روز عشقبازی و مهرورزی با امامی است که هر لحظه از جام محبت او نوشیده ایم و لحظه ای بی او نزیسته ایم .
در آغازین ایام سر کار آمدن عباسیان که چندان بر امور مسلط نشده بودند آزادی اندکی برای ائمه و شیعیان به وجود آمد. امام صادق(ع) از این آزادی حداکثر بهره برداری را نمود تا جایی که گاه از ایشان با عناوینی نظیر مجدد و موسس شیعه یاد می شود.
به مرور ایام از این آزادی به خصوص برای امامان(ع) کاسته شد. خلفای عباسی اهل بیت(ع) را رقیب خویش در حکومت می دانستند؛ به علاوه آنان یقین داشتند مردی از نسل ایشان روزی حکومت ظالمان و جائران را نابود می نماید و بی تردید خود را مصداق بارز و مسلم ظالم و جائر می-دیدند تمام تلاش خود را برای محدودیت و در موارد امکان، حذف ایشان به کار می بردند. بر همین اساس اسارت طولانی مدت امام هفتم(ع) و یا حتی ولایت عهدی امام رضا(ع) تحلیل می شود. با نگاهی سریع و اجمالی به خوبی می توان می توان سیر نزولی سن شهادت ائمه(ع) و همچنین امامت ایشان را در دوره عباسی مشاهده کرد.
آخرین امامان ما(ع) در شرایطی با فاصله ای نه چندان زیاد از یکدیگر شهید می شدند که تمام عمر خویش را به اجبار در منطقه نظامیان عباسی ساکن بودند. بارها و بارها علاوه بر نظارت های مستمر، به بهانه های مختلف به منزل ایشان هجوم برده می شد و همه چیز و همه کس را تفتیش می کردند. این ماجرا تا آنجا پیش رفته بود که این به اصطلاح خلفا در حالت مستی برای سرگرمی و عیش خویش دستور احضار ائمه(ع) را بر سر سفره ناپاک خویش صادر می کردند و .....این چنین رفتار ناشایست را ما در همان جاهایی می بینیم که خادم، کنیز، پزشک و یا حتی همسر ایشان از اطرافیان و نفوذیان عباسیان بودند. متأسفانه باید اذعان کنیم در تمام این مدت هرگز شیعیان نتوانستند لیاقت خود را برای درک حضور ائمه(ع) در کنار خویش به اثبات برسانند و همواره در نهایت انظلام و ستم پذیری با انواع حکام جور به راحتی کنار آمده و زیستند. این کوتاهی شیعیان، مشکل تمام ائمه(ع) از اولین تا آخرین ایشان بوده است و تنها از یک مسأله نشأت می گرفته و آن نبود و یا کمبود معرفت لازم نسبت به مقام و جایگاه امامت بوده است.
در تاریخ مواردی را می توان یافت که اقداماتی از ناحیه شیعیان انجام شده است.گاه مواردی در منابع تاریخی نقل شده که عده ای خودسرانه جمعیتی را با خود همراه نموده و سرنوشت مرگ یا زندان را برای خویش رقم زده اند. جالب اینجاست که نام بعضی از شیعیان را می توان در منابع تاریخی یافت که به ائمه(ع) اعتراض کرده اند چرا قیام نمی کنید شما که این همه شیعه و پیرو دارید! در بسیاری از این موارد گاه به طور مستقیم و گاه با زبان کنایه و داستان و تمثیل ائمه(ع) به مخاطبان خویش فهمانده اند که شما نه نسبت به شرایط دوره خود اطلاع دارید و نه نسبت به ما معرفت.
جمع شدن ظلم و ستم نامحدود حکومت با قدر ناشناسی شیعیان باعث شد امامان معصوم(ع) یکی پس از دیگری به شهادت برسند. همین امر باعث شد ضرورت و زمینه برای غیبت آخرین امام(ع) فراهم شود. در مشیت الهی بیش از دوازده امام بنا نبود رهبری پس از پیامبر خاتم(ص) را بر عهده گیرند. برای حفظ جان او یا باید این امام در موعد مقرر به دنیا آمده و پس از چند سال ظاهر می شد همان گونه که باور برخی ادیان و مذاهب چنین است و یا اینکه زنده بماند ولی در پرده غیبت.
امام معصوم واسطه خلق و خالق است و تمام نعمت های الهی از طریق حجت خدا به مخلوقاتش در کل گیتی می رسد. اگر تنها لحظه ای و نه بیش از آن عالم از حظ امام و حجت خدا بی بهره باشد زمین و هستی هرآنچه را در درون خود دارد می بلعد و هستی به نیستی مبدل می شود.بر این اساس و با توجه به این مبانی نمی توان دیدگاه ولادت در آخرالزمان را ممکن دانست و قبول کرد. به عبارت دیگر تنها راه ممکن برای باقی ماندن حجت الهی از طریق معمولی غیبت بود. حجت غایب آخرین حجت بود و باید تا آن وقت زنده می ماند که شیعیان در کنار دیگر مردم جهان به این باور برسند که بی حضور او نمی توان حتی از نعمت های دنیا بهره مند شد و لذت برد. طول عمر امام نتیجه این ماجرا بود. طول عمری که تا کنون قریب به ۱۱۷۴ سال را در برگرفته و معلوم نیست این غیبت تا کی ادامه پیدا کند
ائمه(ع) هم با اطلاعی که از عالم غیب دارند و هم با استناد به بیانات و پیشگویی هایی همه معصومان پیش از خود تا پیامبر(ص) به یقین می دانستند که ماجرای غیبت اتفاق خواهد افتاد و شدت این غیبت از دیدگان و انظار به حدی خواهد بود که حتی پیروانشان اجازه نخواهند داشت نام امام خویش را بر زبان بیاورند و در محافل از او یاد کنند. اگر ایشان شیعیان خود را برای قبول این مسأله مهیا نمی ساختند بسیار طبیعی بود که دیده تنگ دنیایی آنان را به این سمت سوق دهد که "چون نمی بینم پس نیست" و "پیشینیان او بوده اند چون ما ایشان را و یا آنهایی را که آنان را دیده اند دیده ایم". برای پیشگیری از این بحران در باورها دو دسته اقدامات در آخرین سال های حضور امامان(ع) در میان مردم انجام شد: زمینه سازی عملی و نظری برای غیبت.
امامان آخرین(ع) دیدارهای عمومی خود را بسیار محدود نموده و در بسیاری اوقات تنها با وجود واسطه ها (وکلا) و یا از پس پرده با شیعیان خود ارتباط برقرار می کردند(زمینه سازی عملی). در کنار آن نیز روایات متعددی را برای تبیین سابقه، مفهوم، انواع، علل و ابعاد آن بیان می نمودند(زمینه سازی نظری).
همان طور که ماه های ابتدایی پس از شهادت امام یازدهم(ع) به وضوح نشان داد اکتفا کردن به زمینه سازی پاسخگوی نیاز آن مقطع بحرانی نبود. هرچند نهم ربیع الاول یادآور روز شکوه مند آغاز امامت امام عصر(ع) است اما آنان که کمی از حوادث و ماجراهای آن ایام را لا به لای برگه های تاریخ دیده باشند می دانند که شیعیان با یکی از بحرانی ترین مقاطع خود مواجه شد. شیعیان اثنی عشری که دیگر پس از امام رضا(ع) تشعب و فرقه جدید را تجربه نکرده بودند به ناگاه به پانزده و یا به نقل برخی بیست دسته منشعب شدند.
آنان که به روایات معصومان سیزده گانه(ع) باور واقعی داشتند می دانستند که پس از شهادت امام یازدهم(ع) فرزند او با چه نام و نشانی به امامت می رسد ولی تعداد اینان بسیار بسیار اندک بود و برای جمع بسیاری از آنان تنها در آن زمان به وجود امام آخرین باور می آوردند که یا خود نظاره گر سیمای دلربایش می شدند و یا کسانی که صحبتشان برای آنها حجت بود می شنیدند این فرزند معصوم را که امامشان گشته است دیده اند و یا حداقل کرامتی را ببیند یا بشنوند که این آرامش و باور قلبی را در جان هایشان به وجود آورد. از اینرو اقدامات قابل توجهی را امام عسکری(ع) در زمان حیات خویش و نیز امام عصر ارواحنا فداه از اولین ساعات امامت انجام دادند.
امام عسکری(ع) در اولین گام حکیمه خاتون(س) را که از بانوان بافضیلت و منزلت خاندان اهل بیت(ع) بود در شب میلاد به منزل دعوت کردند تا شاهد تولد باشد و برای تمام شنودگان محرم دوره خود و خوانندگان و شنوندگان دیگر عصور گزارش دهنده وقوع این حادثه مهم و مبارک. سپس خبر تولد فرزند خویش را به بعضی شیعیان دادند. این باخبر ساختن گاه از طریق نامه نگاری بود و گاه از این طریق که مبلغی پول به دست شایستگان شیعه رسانده می شد که با این مبلغ برای پسر نورسم عقیقه کنید و موضوع را به اطلاع خودی ها برسانید.
ماه های بعد که امام عصر(ع) بر زمین قدم می گذاشت فرصت مناسبی بود تا چهره ایشان به شیعیان نمایانده شود. بعضی او را در کنار پدر بزرگوارش می دیدند و بعضی در نهایت ناباوری پاسخ سوالات مشکل و شبهات پیچیده را به جای امام عسکری(ع) از فرزند سه- چهارساله شان می-گرفتند. بعضی نیز شاهد خبر دادن او از غیب می شدند. تمام این موارد تنها برای خواص شیعیان اتفاق افتاد و لازم بود که اعلامی عمومی و همگانی هم در این باره اتفاق بیفتد.
نهم ربیع الاول سال ۲۶۰ هجری سومین خاطره ای را که در ذهن ها زنده می سازد اولین حضور امام عصر(ع) در میان تمام مردم و در برابر دیدگان هر محرم و نامحرمی.
جعفر، عموی آن حضرت، می خواست از پنهانی برادرزاده نهایت استفاده ببرد. گمان او بر این بود که این امام غایب نمی تواند خود را برای نامحرمان و دشمنان عیان کند. نماز دفن برادر بهترین فرصت برای بهره برداری بود. همه شیعیان جمع بودند. دشمنان و فرستادگان حکومت نیز آمده بودند. برخی هم برای تماشا در کنار بقیه قرار گرفته بودند.همگی که می دانستند باور شیعه بر این است بر پیکر هر امام معصوم تنها امام معصوم پس از او می توان نماز بخواند، می خواستند بدانند این امام تازه کیست؟ بسیاری از دوستان و دشمنان شنیده بودند که امام دوازدهم فرزند امام یازدهم است اما تا آخرین لحظات عمر حسن بن علی(ع) خبر رسمی و موثقی درباره تولد این امام تازه به گوششان نخورده بود. برخی از سر کنجکاوی، بعضی برای عرض ارادت و عده ای هم برای ترور آمده بودند.
وقتی جعفر قدم پیش نهاد تا نماز دفن را بیاغازد همه را بهت گرفت؛ زیرا هم او برادر امام قبل بود نه فرزند او و هم اساسا از جنسی بود که هیچ تناسبی با جایگاه امامت نداشت. میخواره عیاش و بی نماز را چه به امامت؟ ناگهان مردم در بهتشان مبحوت شدند و بر جای چون مجسمه ای ایستادند. کودک خردسالی از پشت پرده درآمد و آرام آرام تا جلوی جمعیت پیش رفت و عمو را کنار زد. بر جای او ایستاد و بر او بانگ زد که «ای عمو برای نماز بر پیکر پدر تنها منم که شایسته ام!» هر چند حاضران برای اولین بار بود که او را می دیدند ولی یکدل و همراه در کنار هم بی اختیار به او اقتدا کرده و بر امام پیشین(ع) نماز گذاردند. و این گونه بود که حجت بر همگان تمام شد و جمعیت یکپارچه امام عصر خویش را مشاهده نمود.
حکومتی ها در آن لحظه در خود این اختیار را نمی دیدند که گمشده خود را دستگیر کنند. بعدها هم هرچه گشتند یا او را نیافتند یا بازهم ناتوانی خویش را در دستگیری او تجربه کردند.
صدوق ها و کلینی ها و دیگر علمای بنام و کوشای شیعه در روزها، ماه ها و سال های بعد آنقدر گفتند و نوشتند و تلاش کردند که تا پیش از پایان دوران غیبت صغری، بازهم شیعیان اثنی عشری یکپارچه و یکدل شدند و فرقه های پوچ جانبی به همان هیچ آبادی رفتند که از آن آمده بودند.
نهم ربیع الاول:
- روز به یاد آوردن آن است که ما را امامی است حی و حاضر و ناظر. امامی که در لحظات حساس حداکثر استفاده را برای دوستان و ضرر را برای دشمنان به ارمغان می آورند.آری، نهم ربیع الاول روز شادی و معرفت است؛
- روز به یاد آوردن بحران های آخرالزمانی است که بی مدد و عنایت او از هیچیک از آنها رهایی نخواهیم جست. آری، نهم ربیع الاول روز توسل است؛
- روز به یاد آوردن کوتاهی هایی است که در طول تاریخ به امامان خویش روا داشته ایم. آری، شاید نهم ربیع الاول روز استغفار و ندبه است!!
- روز به یاد آوردن عهدهایی است که فراموش کرده ایم. آری، نهم ربیع الاول روز تجدید عهد چندباره با امام زمان(ع) است باشد که این بار پیمان نشکنیم؛
- روز عشق بازی و مهرورزی با امامی است که هر لحظه از جام محبت او نوشیده ایم و لحظه ای بی-او نزیسته ایم. آری، نهم ربیع الاول روز سپاس و شکر است به درگاه مهربان مهرآفرین؛
- روز عشق و انتظار و جنون و مستی و آمادگی و خلاصه هر آنچه خوبی است.
به امید آنکه سال بعد به جای آنکه ۱۱۷۰ اُمین سال غیبت را جشن بگیریم، پس از شرکت در نماز باشکوه جماعت به امامت ایشان در مسجد کوفه اولین سال ظهور را به سرور سر بر سجده بساییم. انشاء الله.
نویسنده: محمود مطهری نیا
عبارت 'وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ' در احادیث معصومان(ع) وارد شده و مَنصوص است و یا از چیزهایی است که علاقهمندان و ارادتمندان به امام زمان(ع)، خودشان به صلوات اضافه کردهاند؟
برخی میپرسند عبارت "وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ" که پس از صلوات بر محمد و آل محمد(ص) فرستاده میشود، آیا در احادیث معصومان(ع) وارد شده و مَنصوص است و یا از چیزهایی است که علاقهمندان و ارادتمندان به آقا امام زمان(ع)، خودشان، پس از صلوات، آن را اضافه کردهاند؟
در پاسخ به این پرسش، به حدیث زیر توجه کنید که امام صادق(ع) میفرمایند:
"مَنْ قالَ بَعدَ صَلوةِ الْفَجْرِ و بَعدَ صَلوةِ الظُّهرِ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد و اَلِ مُحَمَّد و عَجِّل فَرَجَهُمْ لَمْ یَمُتْ حَتّی یُدْرِکَ الْقَائِمَ مِن اَلِ مُحَمَّد صلی الله علیه و آله و سلم؛ هر کس پس از نماز صبح و نماز ظهر بگوید: "اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم"، از دنیا نمیرود مگر آن که قائم آل محمد(ص) را درک میکند.(۱)
منبع:
۱. سفینة البحار، حاج شیخ عباس قمّی، ج ۲، ص۴۹
مرجع : شبستان
باران های بی موقع و خشکی دریاچه ها و رودها در آخرالزمان
آخرالزمان باران کم می شود و یا در غیرموسم فرود می آید. باعث نابودی کشاورزی می گردد. دریاچه ها و رودخانه ها خشک می گردد و زراعت ها به بار می نشیند و تجارت از رونق می افتد.
یکی از پرسش هایی که ذهن بیشتر انسان ها را به خود مشغول کرده، آن است که امام زمان (ع) چگونه نظام های سیاسی گوناگون را که دارای افکار و توانایی های مختلفی هستند، از میان برمی دارد و نظام واحد جهانی تشکیل می دهد؟
سیستم و برنامه حکومتی آن حضرت چگونه است که در آن ظلم و ستمی در جهان نخواهد بود؛ فسادی صورت نمی گیرد و گرسنه ای یافت نمی شود؟
وضعیت اقتصادی جهان در عصر ظهور
از روایات این فصل استفاده می شود که بر اثر گسترش فساد و تباهی و از بین رفتن رحم و عاطفه و ایجاد جنگ، جهان از نظر اقتصادی در وضعیت بدی به سر خواهد برد؛ به طوری که آسمان نیز بر آنان رحم نمی کند و نزول باران که رحمت الهی است نیز برای آنان به غضب تبدیل شده، ویرانگر می شود.
آری، در آخرالزمان باران کم می شود و یا در غیر موسم فرود می آید و باعث نابودی کشاورزی می گردد. دریاچه ها و رودخانه ها خشک می گردد و زراعت ها به بار می نشیند و تجارت از رونق می افتد. فقر و گرسنگی گسترش می یابد تا آن جا که افراد برای سیر کردن شکم خود، دختران و زنانشان ره به بازار می آورند و آنان را با کمی غذا عوض می کنند.
کمبود باران و باریدن باران های بی موقع
پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرماید: زمانی بر مردم فرا رسد که خداوند آنان را از باران در فصل و موسمش محروم می گرداند و باران نازل نمی شود و آن را در غیر موسمش فرو می فرستد.
امیرمومنان علی(ع) می فرماید: . . . باران در فصل گرما و تابستان می بارد.
امام صادق(ع) در این باره می فرماید: پیش از ظهور حضرت قائم(ع) سالی خواهد بود که باران های بسیاری می بارد و میوه ها را از بین می برد و خرماها را بر نخل ها فاسد می کند، پس در آن دوران دچار شک و شبهه نشوید.
امیر مومنان علی(ع) می فرماید: باران ها کم می شود تا جایی که نه زمین بذری را می رویاند و نه آسمان بارانی می بارد، در این هنگام مهدی (ع) ظهور می کند.
عطاء بن یسار می گوید: از نشانه های قیامت این است که باران می بارد، ولی زراعتی نخواهد بود.
امام صادق(ع) می فرماید: . . . زمانی که حضرت قائم(ع) و اصحابش قیام کنند، آب بر روی زمین نایاب است و مومنان با ناله و زاری از درگاه الهی، آب طلب می کنند تا آن که خداوند بر آنان آب نازل می کند و آنان می نوشند.
خشک شدن دریاچه ها و رودها
پیامبر اکرم(ص) می فرماید: شهرهای مصر در اثر خشکی رود نیل، ویران می شوند.
ارطات می گوید: در آن هنگام فرات، رودخانه ها و چشمه ها خشک می شوند.
نیز آمده است: آب دریاچه طبرستان خشک می شود و نخل های خرما ثمر نمی دهد و آب چشمه "زعر" که در شام است به زمین فرو می رود.
هم چنین آمده است: رودخانه ها خشک می شوند و گرانی و قحطی سه سال به درازا می کشد.
منبع: "نشانه هایی از دولت موعود" نوشته حجت الاسلام نجم الدین طبسی140
وجه به نشانه هاى ظهور
بخش عمده اى از رواياتى كه در زمينه مهدويت و انتظار از پيامبر گرامى اسلام(ص)، امامان معصوم(ع)، نقل شده مربوط به نشانه هاى ظهور است. كه اين نشانه ها عبارتند از برخى رويدادهاى اجتماعى مانند جنگ ها، شورش ها، كشته شدن افرادى خاص، زوال برخى حكومت ها و...؛ برخى رويدادهاى طبيعى مانند، سيل هاى ويرانگر، قحطى، خشكسالى، خورشيدگرفتگى وماه گرفتگى غير عادى و... وهمچنين برخى حوادث غيرعادى مانند برخاستن ندايى در آسمان كه نام قائم (ع)، را در همه جا طنين انداز مى سازد. (1)
چنانكه در روايات تصريح شده وقوع برخى از نشانه هاى ياد شده حتمى است وتا آنها واقع نشوند ظهور رخ نخواهد داد. برخى از آنها نيز غير حتمى بوده وچه بسا كه واقع نشوند. اين نشانه ها از يك سو هشدار وآماده باشى براى منتظران واز سويى راهى براى شناخت ادعاهاى بى اساس ومدعيان دروغين مهدويت و به عبارت ديگر وسيله اى براى حفظ مردم از در افتادن در خطا و اشتباه است. بنابراين همه ما وظيفه داريم كه نشانه هاى ظهور را براساس روايات صحيح و قابل اعتماد بشناسيم و از كم و كيف آنها به درستى آگاه شويم تا هر ادعايى را بدون دليل نپذيريم.
1- ر.ك: المفيد، محمد بن محمد نعمان، الارشاد فى معرفة حجج الله على العباد، ص ۳۵۶-۳۶۱; الصدر، السيد محمد، تاريخ الغيبة الكبرى، ص ۴۴۲ به بعد.
ظهور را از نزديك ببينيم
اگرچه ما از تعيين زمان براى ظهور نهى شده ايم اما اين بدان معنا نيست كه با موضوع ظهور به عنوان واقعه اى دور از دسترس كه در آينده اى دور و نامعلوم به وقوع مى پيوندد برخورد كنيم، بلكه بايد همواره خود را در چند قدمى ظهور ببينيم و اميدوار باشيم كه در زمان حيات خود، ظهور حضرت حجت(ع) را درك كنيم.
اين نكته اى است كه از مجموع رواياتى كه در اين زمينه از ائمه معصومين(ع)، نقل شده استفاده مى شود كه ازجمله مى توان به بخشى از دعاى عهد كه از امام صادق(ع)، نقل شده، اشاره كرد. در بخشى از دعاى ياد شده چنين مى خوانيم:
اللهم اكشف هذه الغمة عن هذه الامة بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم يرونه بعيدا و نريه قريبا... (۱)
بارخدايا! اندوه و دلتنگى اين امت را با حضور ولى خود برطرف ساز و در ظهور او شتاب كن. ديگران ظهور او را دور مى بينند ولى ما آن را نزديك مى بينيم...
پی نوشته :
1- المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۱۰۲، ص ۱۱۱.
نویسنده : ابراهيم شفيعى سروستانى
ظهور ناگهانى فرا مى رسد
در بسيارى از رواياتى كه از پيامبر گرامى اسلام (ص)، و امامان معصوم(ع)، نقل شده، اين نكته مورد تاكيد قرار گرفته كه ظهور نيز همانند قيامت، ناگهانى وغيرمنتظره فرا مى رسد وزمان آن را هيچكس جز خداوند حكيم نمى داند. از جمله در روايتى كه امام رضا(ع)، به واسطه پدران بزرگوارش از پيامبر اكرم (ص)، نقل مى كند چنين آمده است:
ان النبى(ص)، قيل له: يا رسول الله متى يخرج القائم من ذريتك؟ فقال (ع): مثله مثل الساعة التى (لا يجليها لوقتها الا هو ثقلت فى السموات والارض لا ياتيكم الا بغتة) (1).(2)
به پيامبر (ص)، عرض شد: اى رسول خدا آن قائم كه از نسل شماست چه وقت ظهور مى كند؟ آن حضرت فرمود: ظهور او مانند قيامت است. (تنها خداوند است كه چون زمانش فرا رسد آشكارش مى سازد. فرارسيدن آن بر آسمانيان وزمينيان پوشيده است. جز به ناگهان بر شما نيايد).
امام باقر(ع)، نيز در تفسير اين آيه شريفه:
(هل ينظرون الا الساعة ان تاتيهم بغتة وهم لا يشعرون).(3)
آيا چشم به راه چيزى جز آن ساعتند كه ناگاه و بى خبرشان بيايد؟
مى فرمايد: هى ساعة القائم (ع)، تاتيهم بغتة.(4)
مراد از ساعت، ساعت (قيام) قائم (ع)، است كه ناگهان برايشان بيايد.
حضرت صاحب الامر(ع)، نيز در يكى از توقيعات خود بر اين نكته تاكيد مى ورزند كه ظهور ناگهانى و دور از انتظار فرا مى رسد:
فان امرنا بغتة فجاة حين لا تنفعه توبة ولا ينجيه من عقابنا ندم على حوبة.(5)
فرمان ما به يكباره و ناگهانى فرا مى رسد ودر آن زمان توبه وبازگشت براى كسى سودى ندارد وپشيمانى از گناه كسى را از كيفر ما نجات نمى بخشد.
اين دسته از روايات از يك سو هشدارى است به شيعيان كه در هر لحظه آماده ظهور حجت حق باشند و از سويى ديگر تذكرى به همه كسانى كه در پى تعيين وقت براى ظهورند.
پی نوشته ها :
(1) سوره اعراف (۷)، آيه ۱۸۷.
(2) الصدوق، محمدبن على بن الحسين، كمال الدين وتمام النعمة، ج ۲، ص ۳۷۲.
(3) سوره زخرف (۴۳)، آيه ۶۶.
(4) المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۱۶۴، ح ۴.
(5) همان، ج ۵۲، ص ۱۷۶.
نویسنده : ابراهيم شفيعى سروستانى